درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
لینکستان
امكانات جانبي

شكل آتشفشانها

مخروطها ( Cones ) , سپر ها ( Shields ) و ورق ها ( Sheets ) .

 

مخروط ميتواند متقارن باشد, مانند آنچه در مورد برخي ازآتشفشانهاي آندزيتي ملاحظه مي گردد.

مخروط ميتواند بواسطه  يك كالدراي مركزي قطع شده باشد.مخروط ميتواند كنده مانند كوتاه با دهانه مركزي وسيع باشد ( مانند مخروطهاي توفي حلقوي ) غلظت , ميزان فوران , دوره فازهاي فوراني , نوع ميكانيسم انفجاري از جمله فاكتور هاي عمده در نحوه شكل يافتن مخروط ها و ديگر اشكال آتشفشان مي باشند.

نمایی از یک مخروط

گدازه هاي بسيار غليظ ( يا جريانهاي پيروكلاستيك غليظ ) در اطراف دامنه آتشفشان و يا در پاي آن تجمع مي يابند ( حتي اگر ميزان فوران بالا باشد ) در حالي كه گدازه هاي بسيار رقيق و همچنين جريانهاي پيروكلاستيك جيم و روان , بسرعت از دهانه مركزي آتشفشان دور شده و تشكيل دامنه هاي كم شيب و بالنتيجه سپرهاي آتشفشاني كم ارتفاع مي دهند.

آتشفشانهاي سپري مي توانند بعنوان حد واسط مخروط ها و ولكانيسم ورقي محسوب شوند.

اتش فشان

آتشفشانهاي اخير تشكيل بازالتهاي سيلابي و يا جلگه اي مي دهند. اين بازالتها تجمع عظيمي از مواد خروجي بصورت ورقي يا صفحه اي داده كه برخي از جريانها گدازه اي مساحتي متجاوز از يكصد هزار (000/100) كيلومتر مربع را مي پوشانند, بدون اينكه تغييرات مهمي در ضخامت جريانها ملاحظه گردد .

همچنين برخي از گدازه هاي تحول يافته و رقيق شده تشكيل ورق هاي گسترده داده اند. وسيع ترين نوع ته نشستهاي آتشفشاني ورقي مواد آذر آواري و يا در واقع تفراهاي ريزشي  ( Fallout tephra ) مي باشند كه تشكيل پوشش هاي گسترده از لاپيلي هاي پاميسي و يا خاكستر هاي آتشفشاني مي دهند .

تفراي ريزشي  ( Fallout tephra )

شكل عمومي اينگونه  صفحات تفرائي بيضوي مي باشد زيرا بعلت تاثير جريان باد در يك جهت خاص كه منطبق با جهت وزش باد است بيشتر پراكنده ميشوند ‏بطوريكه طول آن ممكن است به صدها و حتي هزاران كيلومتر برسد . البته اكثر اين ورق ها كم ضخامت مي باشند و حجم بازالتهاي جلگه اي يا سيلابي و جريانهاي پيرو كلاستيك عمده را ندارند . چنين ورق هاي تفرائي منفرد نتيجه انفجارهاي پر قدرت مي باشند كه رد آنها را مي توان تا مبداء  كه معمولاً يك كا لدرا مي باشند دنبال نمود . اين ته نشستهاي تفرائي بخصوص لايه هاي خاكستر دار آتشفشاني را كه خوب حفظ شده اند مي توان ما بين ته نشستهاي عميق دريائي ملاحظه كرد. در روي خشكي , بخش عمده اي از آنها فرسوده مي گرددو يا ممكن است آثار آنها را در توپوگرافيهاي پست, در بين ته نشستهاي درياچه اي در زير جريانهاي آذر آواري و غيره مشاهده نمود.

ماگما را در اينجا به دو گروه تقسيم ميكنند:

الف: ماگماي اوليه و يا مادر ( Parental magma ) كه بواسطه ذوب بخشي گوشته فوقاني ( Upper mantle ) و يا پوسته تشكيل مي شوند.

ماگماي مادر ( Parental magma )

ب : ماگماي اشتقاقي  ( Derivative magma ) كه بواسطه پديده تفريق از ماگما ي اوليه و يا در اثر اختلاط ماگماها ( Magma mixing ) حاصل شده اند.

 

دو دسته از شرايط در تحول ماگمائي مي توانند مد نظر قرار گيرند:

-دسته اول آنهايي مي باشند كه در محل تشكيل ماگما آنرا متاثر ميسازند.

-  دسته دوم آنهايي هستند كه ضمن صعود ماگما و تا زمان فوران ماگما, آنرا تحت تاثير قرار مي دهند.

ماگما هاي بازالتي عموماً بعنوان ماگماهاي اوليه نگريسته شده اند . البته در هر صورت هر ماگمائي مي تواند بعنوان ماگماي مادر ديگر ماگماي بيشتر تفريق شده محسوب گردَد.

عواملي كه باعث كنترل تركيب ماگماهاي بازالتي مي شوند پيچيده بوده و از جمله عبارتند از :

الف – تركيب : كه شامل تركيب شيميائي  و كاني شناسي سنگ مادر   ( منشاء ) و همچنين تركيب مواد فرار ( Volatipes ) يعني نوع مواد فرار و فراواني نسبي آنها مي گردد.

ب  – فرايند ذوب:   كه ارتباط با درجه ذوب بخشي  ( كه خود در ارتباط با      فشار , حرارت و   ميزان مواد فرار  مي باشد) و    عمقي كه ماگما در آنجا تشكيل مي شود دارد.

ماگماهاي بازالتي هنگامي اوليه اطلاق مي شوند كه مستقيماً از محل تشكيل به سطح زمين برسند ( از طريق شكستگيها ) و عملاً متحمل هيچگونه تغيير شيميائي ضمن انتقال نشده باشند.

ماگماهائي كه بتوان آنها را اوليه ناميد كم و نادر ميباشند زيرا اغلب ماگماها ضمن سرد شدن ممكن است متحمل تبلور بخشي شده و يا با اختلاط و آلودگي در مسير خود به سطح زمين دچار تغيير تركيب شيميايي بشوند.درجه ذوب بخشي در هر عمقي در رابطه با فشار و ميزان مواد فرار سيستم مي باشد. كارهاي  انجام شده در دهه اخير نشان داده است كه نوع ميزان مواد فرار تاثير عمده اي بر درجه حرارت ذوب , درجه ذوب بخشي پريدوتيت گوشته و تركيب شيميائي ماگماي حاصله بر اثر ذوب بخشي دارد. مواد چفرار اصلي مطالعه شده همانا آب H2O و گاز كربنيك CO2 مي باشند.

فوران هاي انفجاري از ويژگيهاي ماگماهاي مافيك خيلي تحت اشباع از سيليس بوده بنظر ميرسد بواسطه فراواني مواد فرار موجود در ماگماهاي مزبور ميباشد.

همچنين خروج غير انفجاري بازالتهاي توله ئيتي, محتملاً بواسطه پايين بودن ميزان مواد فرار موجود در آنها مي تواند باشد. ميزان پايين مواد فرار مي تواند بواسطه درجه ذوب بخشي بالا و يا پائين بودن آن در سنگ ها در گوشته باشد. در واقع درجه ذوب بخشي بالا سبب ترقيق مواد فرار ميشود.زيرا اين مواد فراركه درمواد ذوب شده اوليه ( براثر ناپايداري زودرس فازهاي هيدراته ) تمركز مي يابند , بر اثر ذوب بخشي زيادتر در ماده مذاب ترقيق مي گردند.

آتشفشانها در فضا

اطلاعات اوليه

روش مقايسه از مشخصات اختر شناسي جديد است.براي مطالعه قوانين حاكم بر تكامل و ساختمان يك جسم فضايي ، پيدا كردن يك يا چند جسم مشابه آن در فضا و يافتن وجه اشتراك و تفاوت آنها مفيد مي‌باشد. با تعيين عللي كه منجر به تشابه يا اختلاف مي‌شوند، پرداختن به كار اصلي آسان‌تر است. تشابهات ، جنبه‌هاي مشتركي را كه بر تكامل اجسام مورد علاقه تاثير مي‌گذارد نشان مي‌دهد و عدم تشابه مشخص كننده عواملي مي‌باشد كه مسير‌هاي مختلف تكامل آنها را تعيين مي‌نمايد.

حتي انتزاعي‌ترين تحقيقات علمي بايد طبيعتا به كاربرد علمي دانش جديد منتهي شود. اين جهت‌يابي كارهاي علمي ، از ماهيت اجتماعي علم به عنوان نوعي از فعاليت‌هاي انسان سرچشمه مي‌گيرد. اختر شناسي نيز از اين مسئله مستثني نيست. اخترشناسان در ضمن بررسي رويدادهايي كه در فضا به وقوع مي‌پيوندند. به ويژه هنگام مطالعه سيارات منظومه شمسي ابتدا درباره زمين فكر مي‌كنند. زيرا اين مسئله به آنها كمك مي‌كند كه درباره خانه خود در جهان بيشتر بدانند. از اين نظر در مطالعه فعاليت آتشفشان ما بسيار باارزش است.

آتشفشان در زمين

مراحل آتشفشاني از تظاهرات جالب فعاليت دروني سياره ما است كه اثرات زيادي بر روي بسياري از فرآيند ژئوفيزيكي دارد. مي‌توان به كمك اين واقعيت كه حدود 540 آتشفشان فعال در دنيا وجود دارد. يعني آتشفشان‌هايي كه حداقل يك بار در طي تاريخ ثبت شده دستخوش انفجار شده‌اند. درباره ميزان آتشفشان زمين تصوري پيدا نمود. از اين تعداد 360 آتشفشان در «حلقه آتش» رشته كوههاي آتشفشاني كه اقيانوس آرام را احاطه كرده‌اند، واقع شده‌اند و 68 آتشفشان در كامچاتكاپنينولا و جزاير كوريل قرار گرفته‌اند. در سالهاي اخير مشخص شده كه تعداد بسيار زيادتري از آتشفشان در كف اقيانوس وجود دارند. و فقط در ناحيه مركزي اقيانوس آرام ، حداقل 200000 آتشفشان يافت مي‌شود.

انرژي انفجار آتشفشان

مقدار انرژي كه در ضمن يك انفجار عادي آزاد مي‌شود. با انرژي 400000 تن از سوخت معادل آن قابل قياس است. انرژي كه در يك انفجار عظيم ايجاد مي گردد تقريبا معادل انرژي است كه از سوختن 5000000 تن ذغال سنگ حاصل مي‌شود.

پيدايش آتشفشان در سطح ماه

ذرات جامد زيادي كه در ضمن انفجار به فضا رانده مي‌شوند و پراكنده شدن پرتوهاي خورشيدي ، اثر قابل توجهي بر مقدار گرمايي كه به زمين مي‌رسد دارند. برخي از اطلاعات موجود نشان مي‌دهند كه در تاريخ سياره ما پيش از دوره يخبندان طولاني فعاليت شديد آتشفشاني صورت گرفته است. اطلاعات كنوني علمي نشان مي‌دهند كه فعاليت آتشفشاني همچنين در اجسام سياره‌اي ديگري كه از نظر ماهيت و ساختمان به زمين شباهت دارند رخ مي‌دهد.

آتشفشان ها و حفره‌هاي سطح ماه

ماه كه نزديك‌ترين همسايه زمين است. از نظر تكاملي شباهت زيادي با سياره زمين دارد. بنابراين ، مقايسه‌ها و مطالعات ماهواره‌اي بايد آشكار كننده بسياري از مسائل باشد. بر اساس اطلاعات به دست آمده از دستگاههاي اكتشاف ماه ، بيشتر دهانه‌هاي حلقه‌اي شكل سطح ماه در اثر تصادم پديد آمده‌اند. از سوي ديگر ، اثرات واضحي از فعاليت آتشفشاني در سطح آن كشف شده است. به عنوان مثال سنگ‌هاي سياه آتشفشاني مانند گدازه‌هاي منجمد از مشخصات برجسته سطح ماه هستند. به علاوه دلايلي براي قبول اين مسئله وجود دارد كه ما سكون‌ها يا تجمع ماده كه به وسيله ماهواره‌هاي مصنوعي ماه در زير ماريا (درياي ماه )كشف شده‌اند. چيزي جز حفره‌هاي گدازه‌هاي منجمد نيستند. احتمالا مشخصات ديگر سطح ماه وجود ارتباط نزديكي را با فعاليت آتشفشاني نشان مي‌دهند.

اثرات آتشفشان در ماه

در سطح ماه نواحي برآمده يا مناطق دايره شكل كه ارتفاع وجود دارد. و بر روي برخي از آنها علائمي مانند دهانه‌هاي آتشفشان‌ها (مناطق صخره‌اي تخريب شده اطراف دهانه‌ها) به وضوح ديده مي‌شود. ساختمان‌هاي مشابهي كه لاكوليت ناميده مي‌شوند نيز در زمين وجود دارند. آنها برآمدگي‌هاي پوسته زمين هستند كه در نتيجه آتشفشان پديد آمده‌اند. برخي از تپه‌هاي قفقاز شمالي يعني ماشوك ، بشتاف ، و زيميكا به اين گروه تعلق دارند. دانشمندان عقيده دارند كه فعاليتهاي آتشفشاني شديد بيشتر در طي نخستين ، يك و نيم ميليون سال تاريخ پيدايش ماه بوجود آمده‌اند. اين نظريه به وسيله سنجش عمر صخره‌هاي ماه كه داراي مواد آتشفشان مي‌باشد تاييد گرديد عمر صخره‌ها حداقل سه بيليون سال است.

آتشفشان در سياره تير

اثرات واضحي از فعاليت آتشفشاني در عكس‌هاي تهيه شده از تير نزديك‌ترين سياره به خورشيد ديده مي‌شود. سطح اين سياره به وسيله تعداد زيادي حفره ، سوراخ شده است. با آنكه حفره‌ها در اثر تصادم پديد آمده‌اند. اثرات جاري شدن گدازه‌ها در ته برخي از آنها قابل تشخيص است.

آتشفشان در سياره زهره

برخي از اطلاعات حاكي از آن است كه فعاليت‌هاي آتشفشاني هم اكنون نيز در سياره زهره ادامه دارند. همانطور كه مي‌دانيد درجه حرارت سطح زهره حدود 500 درجه سلسيوس است كه در نتيجه اثر گلخانه‌اي معين تجمع گرماي خورشيد در ناحيه پايين جو زهره به علت وجود لايه ابري در اطراف سياره مي‌باشد. كاملا امكان دارد كه آتشفشان‌ها و به ويژه جريان گدازه‌هاي داغ عامل كمك كننده ديگري باشد. ممكن است ذرات جامد فراواني كه بر اساس برخي از اطلاعات در جو زهره يافت مي‌شوند. داراي منشا آتشفشان باشند. به علاوه بايد گفت كه 17 درصد جو از دي اكسيد كربن ، گازي كه در ضمن فوران آتشفشان آزاد مي‌گردد تشكيل يافته است.

 


ن : اسماعیل نصرالهی
ت : سه شنبه 1387/11/29

مفهوم GIS

مخفف Geographic Information System به معني سيستم اطلاعات جغرافيايي مي باشد.

سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS) بستري براي ذخيره ، نگهداري ، مديريت و تجزيه و تحليل اطلاعات جغرافيايي مي باشد و جهت کار همزمان با داده هايي که وابستگي مکاني (جغرافيايي) و توصيفي دارند، طراحي شده است.

 براي بهره گيري صحيح از قابليتهاي يک GIS، در درجه اول نياز به درک صحيح از سيستم GIS و سپس ساختار اطلاعات در آن ميباشد.جهت پياده سازي يک سيستم GIS ، توجه به ماهيت و ساختار اطلاعات جغرافيايي متشکله آن که رکن اساسي هر سيستمGIS را تشکيل داده و توانمنديها و پتانسيلهاي آن را تعيين ميکند، اجتناب ناپذير است.

 سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS) يک سيستم کامپيوتر مبنا مي باشد که به عنوان يک مجموعه متشکل از سخت افزار، نرم افزار، اطلاعات جغرافيايي، نيروي انساني و مدلهاي پردازش داده، به منظور توليد، ذخيره سازي، نمايش، بازاريابي، پردازش، بهنگام رساني و... اطلاعات جغرافيايي مربوط به عوارض و پديده هاي مختلف، مورد استفاده قرارمي گيرد.

 وظايف اصلي يک سيستم اطلاعات جغرافيايي 

 يک سيستم اطلاعات جغرافيايي ( GIS)، اصولاً شش فعاليت اصلي زير را شامل مي‌شود‌:

 ورود اطلاعات

 دستکاري و ويرايش اطلاعات

 مديريت اطلاعات

 پرسش و پاسخ و تجربه و تحليل اطلاعات

 نمايش اطلاعات

 ورود اطلاعات

قبل از آنکه اطلاعات جغرافيايي بتوانند وارد محيط GIS شده و مورد استفاده قرار گيرند، مي بايست اين اطلاعات به فرمت و ساختار رقومي قابل قبول سيستم GIS، تعديل شوند.
منابع توليد کننده اطلاعات مورد نياز يک سيستم
GIS :
تصاوير ماهواره اي و تکنيکهاي سنجش از دور
عکسهاي هوايي و تکنيکهاي فتوگرامتري
نقشه برداري کلاسيک
سيستم تعيين موقعيت جهاني (
GPS)
اسناد، مدارک و نقشه هاي موجود

دستکاري اطلاعات

 استفاده از انواع داده و اطلاعات مورد نياز يک پروژه خاص GIS ، نيازمند تبديل و دستکاري آن اطلاعات به منظور قابل استفاده نمودن آنهادر سيستم مي باشد

 مديريت اطلاعات

 براي پروژه هاي کوچک GIS، امکان ذخيره سازي و مديريت اطلاعات جغرافيايي در قالب فايلها و اطلاعات ساده وجود دارد. وليکن هنگاميکه حجم اطلاعات زياد باشد و همچنين تعداد کاربران سيستم از يک تعداد محدود فراتر مي‌رود، بهترين روش براي مديريت اطلاعات، استفاده از سيستم مديريت پايگاه داده (Database Management System) مي باشد. DBMS به منظور ذخيره سازي، سازماندهي و مديريت اطلاعات جغرافيايي در GIS مورد استفاده قرار مي گيرد.

 پرسش و پاسخ و تجزيه و تحليل اطلاعات

 تکنولوژيهاي مرتبط با GIS

 سيستمهاي توليد نقشه رقومي (CAD) :

 سيستمهاي CAD عموماً به منظور توليد و سازماندهي اطلاعات مکاني در قالب نقشه هاي مختلف مورد استفاده قرار مي گيرند. اين سيستمها نوعاً از نظر مديريت پايگاههاي اطلاعات جغرافيايي گسترده و حجيم همچنين انجام پردازشها و تجزيه وتحليل بر روي اطلاعات، ضعيف بوده و درخصوص مديريت اطلاعاتي توصيفي داراي محدوديتهاي مي باشند.

 سنجش از راه دور (Remote Sensing) :

 سنجش از دور به عنوان علوم ، هنر وتکنولوژي کسب اطلاعات درخصوص پديده هاي مختلف سطح زمين از طريق سنجنده هايي که هيچگونه ارتباط مستقيمي با خود پديده ندارند، شناخته مي شود. سنجنده هاي ماهواره اي نسبت به ثبت و جمع آوري اطلاعات در قالب تصاوير ماهواره اي اقدام نموده و با استفاده از نرم افزارها و سيستمهاي پردازش تصاوير ، امکان استخراج اطلاعات و توليد نقشه هاي مختلف فراهم مي گرددد:
به علت فقدان ابزار مديريت و پردازش رقومي جهت تجزيه وتحليل اطلاعات جغرافيايي، سيستمهاي فوق قابل مقايسه با
GIS، نمي باشند.

 سيستمهاي مديريت پايگاه داده (DBMS)

سيستمهاي مديريت پايگاه داده، به صورت خاص جهت ذخيره سازي و مديريت انواع مختلف اطلاعات از جمله اطلاعات جغرافيايي، مورد استفاده قرار مي گيرند.
امروزه
DBMS به منظور ذخيره سازي و بازيابي اطلاعات، بهينه سازي و توسعه يافته اند و GIS نيز از اين ابزار، براي اهداف ذخيره سازي و مديريت اطلاعات جغرافيايي استفاده مي کند. DBMS اصولاً فاقد ابزار تجزيه و تحليل و نمايش گرافيکي اطلاعات، که در سيستمهاي GIS مرسوم وجود دارد، مي باشد. 

 دلا‌يل استفاده از GIS

 امروزه وجود اطلا‌عات به روز به منظور شناخت عوامل طبيعي و انساني با هدف بهره‌گيري از آن در برنامه ريزي توسعه پايدار امري بديهي است. به همين دليل استفاده از اطلا‌عات دربعد سيستمGIS مي‌تواند در موارد زير موثر باشد:
1- پاسخگوئي به نياز کاربران در کليه زمينه ها.
2- ساماندهي و افزايش بهره وري از منابع موجود.
3- بهينه سازي سرمايه گذاري ها و برنامه ريزي ها.
4- ابزاري مفيد در جهت تصميم گيري مديران.
5- سرعت و دقت کار.
6- تعيين قابليت‌ها ي توسعه در مناطق و مکانهاي مختلف.

 محدوديتهاي استفاده از روشهاي سنتي

 استفاده از داده هاي جغرافيايي به طور سنتي با استفاده از نقشه هاي کاغذي معايبي دارد که از جمله اين محدوديت ها عبارت‌اند از:
1- مقياس اندازه گيري
2- حذف اطلا‌عات
3- هزينه زياد
4- زمان بر بودن
5- سرعت پائين
6- کمبود عوارض اطلا‌عاتي و ابزارهاي کاري .
ولي آيا امروزه با توجه به حجم عظيم اطلا‌عاتي
باز هم به کارگيري روش قديمي پاسخگو است. (هر چه داده‌ها گسترده‌تر و بيشتر شوند آناليز آنها مشکل‌تر و پيچيده‌تر خواهد شد).
بنابراين مشخصه
GIS سرعت عمل و به روز رساني اطلا‌عات مطابق با فرمت هاي استاندارد دسترسي سريع و آسان به اطلا‌عات در حجم وسيع تجزيه و تحليل اطلا‌عات و کاهش هزينه هاست.

 تعريف علم توپولوژي:

 اگر بخواهيم توپولوژي را به فارسي ترجمه کنيم به نظر من لغتي بهتر از "مکان شناسي" را نمي توانيم براي آن در نظر بگيريم.

 تعريف توپولوژي در GIS

 هنگامي که شما داده هاي جغرافيايي را به منظور استفاده در سيستمهاي GIS به صورت مدل درمي آوريد متوجه مي شويد که بعضي از داده هاي مدل شده مي بايست داراي روابط مکاني با ديگر داده هاي موجود در مدل باشند.
به عنوان مثال در مدل شما ايستگاههاي اتوبوس مي بايست همواره در سطوح خيابان قرار گرفته باشند و يا اينکه در هر خيابان ايجاد شده مي بايست حداقل چند سطل زباله وجود داشته باشد.اين روابط تعريف شده در قالب قوانين توپولوژي ارائه مي شوند.
در واقع توپولوژي مدلي است که اشتراک هندسي داده هاي موجود در يک مدل با هم را شرح مي دهد و همچنين مکانيزمي را براي استقرار و نگهداري روابط مکاني بين داده هاي موجود در مدل ايجاد مي نمايد.
در نرم افزارهاي
GIS همچون ARC GIS توپولوژي شامل مجموعه اي از قوانين و روابط بين داده ها مي باشد که با عنوان RULE شناخته مي شوند که اجراي آنها باعث طراحي هر چه دقيقتر مدل ژئومتريک موجود بين داده هاي مدل شما را تضمين مي نما

استفاده از GIS به عنوان يکي از کاربردي‌ترين دانش‌ها

 اين دانش در زمينه‌هاي مختلفي از جمله برنامه‌ريزي شهري و منطقه‌ي، زمين شناسي و معادن، کشاورزي، منابع طبيعي و غيره کاربرد داشته و قادر است امر مديريت و برنامه ريزي را بهبود بخشد.
همچنين به کارگيري
GIS علاوه بر سود آوري مي‌تواند باعث تسريع در روند انجام کارهاي برنامه‌ريز‌ها در تشخيص موارد بحراني و غيره گردد. از طرفي کاربران GIS در تمام سطوح وجود دارند، به طوري که مديران، طراحان، برنامه‌ريزان، کارشناسان و حتي شهروندان عادي قادر از مزاياي اين سيستم سود برند.

 کاربرد هاي GIS

 1- کاربردهاي سيستم اطلاعات جغرافيائي(GIS )  در راه آهن
2- نقش
GIS و کاربرد موبايل
3 - در صنعت خودرو
4- بخدمت گيري
GIS در مباحث زمين شناسي
5- تعيين موقعيت ونمايش بلادرنگ وضعيت يک متحرک در شبکه در حاليکه دچار عيب شده ويا بعلت سانحه متوقف گرديده است ومديريت ترافيک وسانحه به کمک يک سيستم تلفيق يافته از
GIS وGPS
6- بررسي موضوع حريم و مديريت زمين وآناليز پهنه بندي و شناسايي مناطقي که حريم رعايت نگرديده و مباحث حقوقي و کاداستر
7- موقعيت يابي و شناسايي نقاط کور شبکه مخابراتي راه آهن (راديويي)
8- تهيه گراف حرکت قطار و تنظيم برنامه حرکت قطار
9- مديريت بر عملکرد فعاليت نيروي انساني
10- مديريت بر تخصيص منابع انساني(بخصوص در شرايط بحراني)
11- اشتغال زايي جهت ايجاد اطلاعات رقومي و توصيفي و به روز نمودن آنها
12- استفاده بهينه از فضاي فيزيکي و کاهش فضاهاي بايگاني و ذخيره نقشه ها
13- بررسي تغييرات محيطي و سياسي در راه آهن ايران در مقياس جهاني
14- ايجاد نمودن ضوابط استاندارد در اطلاعات
15- يکسان سازي فرمت اطلاعات که لازمه وجود يک سيستم اطلاعاتي مي باشد
16- ثبت امکانات و تجهيزات در پايانه هاي بارگيري کشور
17-
  مديريت ماشين آلات تعمير و نگهداري خط
18- بررسي پراکندگي نيروي انساني( متخصصين و افراد باتجربه ) درشبکه و موقعيت استقرار آنها
19- موقعيت دفاتر فروش بليط و سالن ها و مراکز مرتبط با راه آهن
20- کمک در امر بازاريابي، فروش و مکان يابي مشتريان
21- معماري ساختمانها
22- مديريت و کنترل استانداردهاي ايمني
23- موقعيت جسم سانحه ديده
24- اخذ و ارائه گزارش سوانح
25- ارائه و بررسي راهکارهاي ممکن در جمع آوري سوانح ، کنترل ترافيک ومديريت خدمات اضطراري پس از وقوع سانحه
26- ارائه و نمايش اطلاعات توصيفي و مکاني هر نقطه دلخواه بصورت آماري، هيستوگرام، جدول، نقشه و تصاوير و..

 


ن : اسماعیل نصرالهی
ت : شنبه 1387/11/26

معمولاً فرهنگ لغات شهر را چنين تعريف مي كنند: « آبادي بزرگ كه داراي خيابانها و كوچه ها و خانه ها و نفوس بسيار باشند» و شهرستان ، شهر بزرگ با توابع آن.
دو تفكر رايج براي تقسيم بندي شهر و شهر نشيني وجود دارد. اولي معطوف به نقسيمات كشوري است كه از دوره رضا شاه پهلوي آغاز شده است كه مناطقي كه داراي فرمانداري باشند را  شهرستان مي گويند. بر اين اساس مرند در سال 1316 داراي فرمانداري شده است. تفكر دوم كه شهر نشيني را ريشه در تمدن بشري مي داند كه بسي فراتر از تقسيمات ساده انگارانه رضا خاني مي باشد. با توجه به اينكه قبل از تقسيمات شاهنشاهي نيز پايتخت، وليعهد نشيني ، والي، امير نشين و ... وجود داشته است كه همان مفاهيم شهر نشيني را مي رسانند. بر اين اساس مرند جزو شهرهائي بوده است كه داراي حاكم و والي بوده و زماني قلمرو آن تا سرحد زنجان گسترده بود. به گواهي شواهد تاريخي مرند در برهه اي از تاريخ ، يعني زمان ساسانيان پايتخت « واسپورگان» نيز بوده است. در كتب تاريخي آمده است كه خسرو پرويز ناچار شده است بيشتر ارمنستان را كه تنها شهرهاي واسپورگان، سيونيك و دوين برايش باقي مانده بود ، به بيزانس بدهد. اما اينكه اين قسمت از آذربايجان چند سال تحت قيوميت ارمنستان بوده و دوباره از آن منتزع و به ايران پيوسته است، دقيقا مشخص نيست.
بر طبق تقسيم بندي عهد قاجاريه كه هم اكنون نيز در قباله اسناد املاك وجود دارد . استان آدربايجان شرقي به پانزده قسمت تقسيم مي شود كه مرند جزو پانزدهم تبريز به شمار مي رود.  قبل از اين تقسيم بندي ، تقسيم بندي ديگري به نام تومان رايج بوده كه قدمت آن به زمان سلجوقيان مي رسد. بر اين اساس آدربايجان به 9 تومان تقسيم شده است :
1. تومان تبريز ( تبريز، اوجان، طسوج) 2. تومان اردبيل ( اردبيل و خلخال) 3. تومان مشكين شهر (مركب از چند شهر)  4.تومان خوي  ( خوي ، سلماس ، اروميه، اشنويه ) 5. تومان سراو ( سراب ، ميانج، گرمرود)  6. تومان مراغه ( مراغه، دهخوارقان ، و...) 7. تومان مرند ( مرند، وزمار، زنوز، گرگر، زنگيان) 8. تومان نخجوان ( نخجوان،‌اردوباد، آزادشهر، ماكو ) از حدود و ثغور تومان نهم اطلاع دقيقي در دست نيست.
بحث بر سر پيدايش نام مرندو بناي تاريخي مسجد جامع كه قبلاً كليسا بوده است،‌  آنرا با نام دختري مسيحي بنام « ماريا ،يا ماريانا » پيوند مي زند، كه قدمت مرند را به هزاره ميلادي ، دو هزار  قبل مي كشاند.( كه البته با توجه به قدمت هفت هزار ساله مرند، منتسب دانستن نام مرند و بر گرفته شدن آن از نام اين دختر مسيحي اشتباه مي باشد)
وجود چندين آتشكده از جمله « آتشكده مانداگارنا » و « آتشكده مزگيد » در اطراف اين شهر قدمت شهر را به پيش از ميلاد مسيح يعني زمان تقدس آتش نزد « زرتشتيان» ، يعني دوره مادها و هخامنشيان مي رساند.
وجود چندين محرابهء  مربوط به آئين ميتراتيسم « خورشيد پرستي» از جمله مهرابهء  سن استفانو ( واقع در دره شام جلفاي ارس) ، محرابه موجومبار( بين مرند و تبريز) و محرابهء ال اهلمدار ( واقع در ارتفاعات كوه ميشو) كه هم اكنون دو محرابهء دره شام و موجومبار پس از قرنها به كليسا تبديل شده و محرابهء سوم به عنوان پناهگاه كوهنوردي در بلندترين نقطه رشته كوه ميشو ( بالاتر از روستاي ارلان) قدمت مرند را باز به زمانهاي دورتري  مي كشاند و حتي وجود گورستاني در روستاي گوشه درق كه قبرهائي با تخته سنگهاي 70* 50 سانتيمتري و عمق 5/1 متري كه مرده ها را به حالت چماتمه دفن مي كردند، قدمت مرند را به زمان ايران باستان مي رساند كه از آثار مردم هزاره اول پيش از ميلاد ،  اقوام مقتدر «ماننا» بشمار مي رود .
همچنين وجود قبر مادر نوح نبي در بقعه پيربالا كه بعدها با تغييرات و تعميراتي به مسجد پيربالا ( مسجد بازار) تغيير نام يافته و سالهاست مورد زيارت مسيحيان مي باشد و مسيحيان در هنگام ورود به جهت احترام به عقايد مسلمانان از نوار پارچه سفيد طولاني كه از جلو بالكن تا مكان بقعه پهن و سپس جمع آوري مي نمايند، قدمت اين شهر تاريخي را به زمان پيش از حضرت نوح نبي يعني هفت هزار سال قبل مي رساند و اگر مرند به شهر نوح مشهور شده است،‌ سخني از سر گزاف نمي باشد. اگرچه  شايد نتوان به دقت توالي تاريخي اين دوره ها را به تفسير كشيد چرا كه كاوشهاي باستان شناسي كافي در اين خصوص بعمل نيآمده  است.
وجود سفرنامهاي متعدد از بزرگاني همچون ناصرخسرو (قرن چهارم)، ابن حوقل (قرن چهارم)، عبدالرشيد باكوئي ( قرن هفتم) ، جملي كارري ( قرن دهم) و... كه در آنها به تفضيل از مرند ياد شده است ، باز حكايت از قدمت اين شهر تاريخي دارد.
« بطلميوس » جغرافي دان يوناني در 2200 سال پيش از مرند با نام « مانداگار» نام برده و آن را آبادترين شهر تاريخ ناميده است. آيا اين جمله يك  تعريف غير ضروري بوده و يا واقعاً مرند آن زمان آنقدر آباد بوده كه شهرهاي رم ، وسپور و آتن يه پاي مرند نمي رسيده اند. « هرودوت» و « گزنفون» نام اوليه مرند را « مانداگارنا» داشته و « استرابون» آنرا « موروندا» ناميده است. به هر حال به عقيده محققان مرند قدمتي به بلنداي  تمدن بشري داشته و از كهن ترين شهرهاي جهان به شمار مي رود.
علاقمندان جهت مطالعه بيشتر مي توانند به كتاب ارزنده نويسنده و محقق حاضر، جناب آقاي «مير هدايت سيدمرندي» به نام « نگاهي به تاريخ مرند» مراجعه كنند. اين كتاب ارزشمند نتيجه سالها زحمات ايشان بوده و در تاليف آن بيش از يكصد كتاب تاريخي مورد بررسي قرار گرفته است كه جاي دارد مورد تقدير و تشكر قرار گيرند. 


ن : اسماعیل نصرالهی
ت : جمعه 1387/11/18

+ 

 

لوييس مامفورد

از متفکرين قرن بيستم است که به تشويق " پاتريک گدس " به مطالعات شهري روي آورد. محور اصلي نظريات مامفورد را انسان تشکيل مي دهد. وي معتقد است فضاي شهري بايد هم از نظر طراحي و هم عملکرد نمود اهداف انسان ارگانيک باشد. شخصيتي متعادل که در رابطه با طبيعت و همه بخش ها و اجزاي محيط زيست است. جامعه منشا اصلي فرم معماري است و تنها بر اساس عملکردي زنده است که فرم زنده نيز خلق مي شود. وي غار را اولين مفهوم فضاي معماري براي انسان اوليه مي داند. وي مساله عصر حاضر را در ايجاد محيط زيست جديدي مي داند که مردم را قادر سازد تا در شهرها زندگي کنند. وي از شهرهاي يونان و دوران باستان اين گونه ستايش مي کند ، فرد در همه زمينه هاي اجتماعي مشارکت داشته و در نتيجه ضمير و روان افراد ابعاد وسيعي پيدا مي کرده است. عادت به مشورت و ارتباط چهره به چهره در فضاي شهري روح همکاري جمعي را تقويت مي گرداند.

" مامفورد " به دقت هسته هاي تمدن يونان يعني المپيا ، دلفاي و کاس را مي شکافد و عملکرد آن را در جهت سلامت و روان انسان ها نشان مي دهد و حس فضا ، نظم ، هماهنگي و زيبايي فضاي شهري آن را مي ستايد و به وحدتي که در فضا ، عملکرد و عناصر شهر وجود داشته تاکيد مي کند.

او براي برقراري روابط اجتماعي محدوديت در اندازه و تراکم جمعيت را ضروري مي داند و توزيع مناسب هسته هاي شهر را که پراکندگي عملکردها و در نتيجه چند هسته اي بودن شهر را به دنبال دارد ، بر وحدت از طريق تمرکز که به تک قطبي شدن مي انجامد ترجيح مي دهد. وي اعتقاد دارد پراکندگي عملکردها ، تعاملات اجتماعي و روابط چهره به چهره را به نحو بهتري امکان پذير مي سازد. " مامفورد " به تاريخ شهرها اشاره مي کند و در هر دوره اي به نقد نقش شهر در پيشرفت انسان و روابطش مي پردازد.

 راپاپورت

 وي اساس شکل گيري محيط هاي زيستي را در فرهنگ مردم جستجو مي کند و تفاوت محيط کالبدي را ناشي از تفاوت فرهنگ ها مي داند. تعريف يک فضا در فرهگ هاي مختلف بستگي به وجود و يا عدم وجود عناصر خاص دارد. عناصري که به فضا سازمان مي دهند سه دسته اند :

1- عناصري که شکل آن ها ثابت است و يا به تدريج تغيير مي کند ، مانند : راه ، ديوار و يا ساختمان.

 ۲- عناصر غير ثابت مانند : علائم ، گياهان و مبلمان شهري.

3- عناصر متحرک که شامل مردم ، فعاليت ها و روابط آن هاست.

" راپاپورت " فضاي شهري را به عنوان محيط اجتماعي که در بردارنده مجموعه اي از ارتباطات است مطرح مي سازد و شناخت فضاي شهري را از طريق شناخت فرم بصري و اهميت اجتماعي آن امکان پذير مي داند. ارتباطي که استفاده کنندگان در فضا برقرار مي کنند ، اهميت عناصر و فضاها را تحت تاثير قرار مي دهد.

 او دو نقطه نظر در مورد فضاي شهري بيان مي کند ، که منجر به ايجاد دو فرم شهري متفاوت مي شود. يک نقطه نظر ساختمان ها را براي زندگي اصل مي داند و باقي فضاها را فضاهايي ارتباط دهنده و تلف شده محسوب مي کند ، نقطه نظر دوم به ساختمان ها بعد خصوصي مي دهد و فضاي شهري را براي زندگي اجتماعي مهم مي شمارد.

او علاوه بر اين فضاي شهري را به قلمروهايي تقسيم مي کند که هدف آن ها ايجاد مرزهايي ميان اعمال خصوصي و عمومي افراد است و بر اساس آن سطوح مطلوب روابط متقابل تضمين مي شود. " راپاپورت " به اين نکته تاکيد دارد که ايجاد فضاهاي شهري نامناسب اثرات مخربي بر فرهنگ ها دارد و در عين حال براي فضاها و عناصر عمومي و با ارزش شهر اهميت قائل است و منزلت يک شهر را به وجود مجموعه اي عمومي از آن وابسته مي داند که حتي شهر بر اساس آن استفاده مي شود و با از بين رفتن آن ها منزلت و ارزش شهر نيز از دست مي رود. بهترين راه تجربي ساختن فرهنگ ، شناخت نظام فعاليت ها و شيوه زندگي مردم است. 

کاميلوسيته

" کاميلوسيته " از شهرسازان قرن معاصر است که به شهرسازي هنري مي انديشد. وي به ارزش هنر و زيبايي در شهرسازي دوران گذشته اشاره مي کند و معتقد است که جذابيت شهرهاي مدرن که به طور مکانيکي شکل گرفته از دست رفته است. زندگي مردم از فضاهاي شهري محو شده ، بنابراين بايد محيطي ايجاد کرد که از نظر جسمي و رواني براي نيازهاي شهروندان کارايي داشته باشد. به اين ترتيب " سيته " هنر شکل سازي را به هنر فضا تبديل مي کند و معتقد است شهر بايد حداقل چند ميدان و خيابان اصلي داشته باشد ، که براي ساکنين آن لذت بخش و افتخار آفرين باشد ، روح شهريت را زنده کند و احساسات پاک و بزرگ را در جوانان پروش دهد. وي ايجاد فضاهايي را که با ترکيب ساختمان هاي عمودي و يادمان ها ، يک کل هماهنگ و پيوسته را به وجود مي آورد براي خوشايند شهروندان وجذب عاشقان فرهنگ و هنر از نقاط مختلف ضروري مي داند. محصور بودن فضا ، حس استمرار فضايي از طريق پيوستگي ميان ساختمان هاست ، به طوري که فرد از يک نقطه معين در فضاي شهري کمترين و يا هيچ شکافي را در ديواره فضاي پيرامون خود نبيند. اين گسستگي يا شکاف مي تواند خيابان باشد ، که در اين مورد " سيته " استفاده از طاق نما ، ستون بندي ، ايجاد دروازه در مدخل ميدان و استقرار ورودي ها در يک زاويه غير مستقيم در ديد بيننده را پيشنهاد مي کند.

 راب کرير

 " راب کرير " از شهرسازان قرن معاصر است ، وي فضاي شهري را جزيي از ساخت شهر مي داند که محصور بوده که توانايي و خصوصيات هندسي ، کيفيت زيبايي شناسي و الگوي خاص عملکرد آن موجب شده که فضاي خارجي در شهر به عنوان فضاي شهري خوانده شود و دو عنصر اصلي فضاي شهري خيابان و ميدان هستند. ميدان اولين نحوه استفاده از فضاي شهري بوده است ، که از اجتماع بناها در اطراف فضايي باز ايجاد شده و خيابان حاصل گسترش مجموعه بناهايي است که در اطراف فضاي قابل دسترسي به ميدان قرار گرفته اند. به نظر وي مفهوم سنتي فضاهاي شهري در شهرسازي مدرن از ميان رفته است و فقدان اين فضاها علت اصلي چهره نازيباي شهر مدرن است. فضاهاي شهري گذشته اهميت و عملکرد اصلي خود را از دست داده اند. بازارها ، پياده روهاي تفريحي ، ميدان هايي که در آن ها مراسم دسته جمعي انجام مي شد ، ميدان هاي مذهبي ( محوطه هاي جلوي کليساها ) از محتوي سمبليک خود تهي شده اند.

 " کرير " سقوط مفهوم سنتي فضاهاي شهري را در ساختمان هاي عظيم " لوکوربوزيه " نشان مي دهد که سيستم به هم پيوسته مساحت شهر را به قطعات جدا افتاده اي از هم تبديل کرده است ، و آن چه به جا گذاشته محوطه هاي وسيعي است که نمي توان آن را فضاهاي محصور و از نظر هندسي تعريف شده در قالب خيابان و يا ميدان خواند.
" کرير " اصول زيبايي " سيته " را که از شناخت تاريخ شهرسازي اقتباس گرديده براي فضاهاي عمومي معتبر دانسته و معتقد است. هر بنايي در شهر بايد از کل طرح شهر تبعيت کند و مقياس ، نوع و نحوه معماري ساختمان ها با بافت موجود هماهنگ باشد. حتي ساختمان هاي خصوصي هم در فضاي عمومي مشکل دارند. پيوند ناحيه ها و عناصر مختلف در فضاي شهري و يا به عبارتي ايجاد يک سيستم فضاي شهري به هم پيوسته اما متنوع ، فقط مقياس انساني در ارتفاع ساختمان ها و زنجيره فضايي ايجاد شکلي معني دار و تعريف شده براي فضاها با عملکردهاي اجتماعي و فرهنگي که امکان ملاقات ها و ارتباطات اجتماعي را فراهم آورده و از اصول طراحي وي به شمار مي آيد.

 " کرير " دوام ميدان هاي شهري با اهميت را در عملکردهاي معني دار و مکان مناسب آن در کل مساحت شهر جستجو مي کند و فعاليت هاي فرهنگي را نظير ايجاد ادارات دولتي ، سالن هاي اجتماعات ، مراکز جوانان ، کتابخانه ها ، تئاتر ، سالن کنسرت و قهوه خانه ها را با حفظ اولويت بر فعاليت هاي تجاري براي ميدان ها مناسب دانسته و اضافه مي کند که اين فعاليت ها براي ميدان هاي مرکزي مي بايست در طول شبانه روز ادامه داشته و کاربري مسکوني از آن جدا باشد.او مي گويد که بهتر است از آن چه قديمي اما تاييد شده مي باشد ، تقليد کنيم ، تا چيز تازه اي بسازيم که باعث زحمت مردم نشود. فضاهاي شهري سنتي با مقياس کوچک در طي هزاران سال حضور خود را به عنوان مکان ارتباطات ثابت کرده است. فضاهايي با مقياس انساني و در فاصله اي که با پاي پياده قابل پيمودن است. در حالي که ميدان هاي مدرن تنها توزيع کننده بار سنگين ترافيک به فضاهاي اطراف هستند.

 مانوئل کستلز

 وي نظريه پرداز قرن بيستم است که با بينشي مارکسيستي به مطالعه شهر و فضاهاي شهري مي پردازد. از نظر وي فضا بازتاب جامعه نيست ، بلکه خود جامعه است. فضا بعد مادي جامعه است و اگر آن را مستقل از روابط اجتماعي در نظر بگيريم ، مانند آن است که ماهيت و روان را از جسم آن جدا سازيم.

 کنزو تانگه

وي از پيشگامان طراحي شهري بر اساس طراحي ساختار و استخوان بندي اصلي شهر است. از نظر وي شهر و فضاي شهري رشد يافته همانند يک موجود زنده است که هيچ ايده اي در چارچوب طرح هاي ثابت و غيرقابل انعطاف به عنوان طرح نمي تواند آن را در جاي خود باقي نگه دارد.

کوين لينچ

 " لينچ " از شهرسازان معاصر مي باشد , که بر روي مفاهيم ادراکي فضا و تصورات ذهني استفاده کنندگان از اين فضا کار کرده است. هدف " لينچ " خوانايي و نماياني شهر و فضاهاي شهري است. او براي درک خوانايي شهر به مردم رجوع مي کند و در پي آن است که از تصورات ذهني و پس زمينه هاي فکري آن ها به اين مهم قائل شود که چگونه شهري خوانا مي شود. " لينچ " عقيده دارد که درک مردم از شهر صحنه هايي مقطعي و بريده بريده است و اين تصوري خوانا در ذهن به جا نمي گذارد. بلکه فضاهاي شهري بايد تسلسل و پيوستگي داشته باشد تا بتواند صحنه هايي پيوسته زنده و روشن در ذهن بگذارد. يک تصوير عميق که حاکي از نقش اجتماعي مردم است. تصويري که احساس امنيت به فرد مي دهد و عمق و شدت تجارب انساني را افزون مي کند. در واقع درک تصوير حاصل ارتباط دوجانبه بين ناظر و محيط است. ناظر عوامل بصري که براي او مهم تر است را به ذهن مي¬سپارد. بر آن حدي مي نهد و آن را مطابق ميل خود تغيير مي دهد. به همين دليل است که درک يک فضا از سوي افراد مختلف ، متفاوت است. اما " لينچ " در پي درک تصور ذهني مشترک از محيط است. تصوري که براي همه توانا و قابل درک باشد. در واقع لينچ در پي يافتن نظمي است ، اما نه نظم نهائي ، بلکه نظمي گشوده که مدام رشد و توسعه مي يابد.

 از آن جا که " لينچ " در پي آشکار داشتن تاثير و اهميت فرم شهر است ، سيماي شهر را بر مبناي عوامل جسمي شهر بر پنج عامل استوار مي داند : 1- راه، 2- لبه 3- محدوده 4- گره 5- نشانه

 راه : عاملي است که معمولا با استفاده از آن حرکت بالفعل و بالقوه ميسر مي¬شود.

 لبه : عامل خطي است که به ديد ناظر با راه تفاوت دارد.

 محدوده : قسمت هايي از شهر که ميان اندازه و بزرگ اند.

 گره : نقاطي حساس در شهر که ناظر مي تواند به درون آن ها وارد شود.

 نشانه : عواملي در تشخيص قسمت هاي مختلف شهر با اين تفاوت که ناظر به درون آن ها راه نمي يابد.

 از آن جا که توانايي و نماياني فضاهاي شهري هدف اصلي " لينچ " است ، او به جهت يابي افراد براي درک فضاها و جلوگيري از احساس گم گشتگي و عدم امنيت آن ها اهميت فراوان مي دهد و در اين ميان نشانهها هستند که مهم ترين کمک را در جهت دهي به افراد مي کنند. در واقع به گفته خود " لينچ " هم هيچ يک از 5 عاملي که ذکر کرديم به تنهايي وجود ندارد ، محله ها با گره ها پيوند مي خورد و لبه ها حد آن را مشخص مي دارد و با راه مي توان به درون آن ها داخل شد و نشانه¬ها سيماي آنان را متمايز مي کند. هر عامل معمولا عوامل ديگر را در بر مي گيرد و در ديگر عوامل نفوذ مي يابد. البته بايد توجه داشت که اين 5 عامل جسمي مفاهيم انتزاعي بدست مي دهند و در ذهن افراد گوناگون بسيار متغيرند.

به طور خلاصه و کلي مي توان گفت 5 عامل لينچ زماني اهميت بيشتري پيدا مي کنند که به سمت نشانه شدن پيش بروند. زيرا نشانه بيشتر از هر چيز ديگر در ذهن مي ماند و ناظر براي آشنايي با مسير و جهت يابي خود ملزم به ، به ذهن سپردن آن ها مي باشد. در واقع " لينچ " شهر را به صورت يک پرتره مي بيند و اين پرتره زماني خوانايي و نماياني خود را مي يابد که مظاهر آن روشني و پيوستگي داشته باشند و به ديد آيند و در ذهن سپرده شوند.

 ادموند بيکن

 " ادموند بيکن " طراح شهري دوران معاصر است. بيکن رشد شهرهاي يوناني ، طراحي رم ، قرون وسطي ، رنسانس ، باروک ، هلند ، لندن ، پاريس ، و حتي شهرهاي مدرن چون برازيليا ، ونيز پکن را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار مي دهد. گاه از بين اين دوره هاي معماري عناصر و الگوهاي مطلوب را بر مي گزيند و گاه آن ها را مورد نقد و بررسي قرار داده و از آن به نحوي انتقاد مي کند و هر چه به دوران معاصر و مدرن نزديک مي شود ، اين سير انتقادي بيشتر مي شود. اما " بيکن " بي پروا و آشکارا انتقاد نکرده و تمامي مظاهر معماري و طراحي اين دوران را زير سوال نبرده ، بلکه در پي لفافه اي ظريف و نيز در کنار در نظر گرفتن ويژگي هاي مثبت اين دوران نکاتي انتقادي را مطرح کرده و بيان مي دارد که ما امروزه آن نکات را فراموش کرده ايم. او نظم امروزي را به نوعي نظم جديد مطرح مي کند و به تمام نکات اين نظم جديد نمي تازد ، بلکه آن را زماني کامل مي داند که ما الگو و راه هاي مطلوب زمان گذشته را مد نظر قرار دهيم و نظمي که به وجود مي¬آوريم را کامل و دلپذير گردانيم.

به عقيده " بيکن " مهم نيست مجموعه اطلاعاتي که از فضا وجود دارد چيست ، مهم اين است که گيرنده چه تفسيري از آن اطلاعات دارد. او عقيده دارد نبايد آن قدر سعي و تلاش کرد تا ايده اي از ذهن ( به تعبيري به زور ايده از ذهن بگيريم ) بيرون کشيده شود ، بلکه زماني ايده و طرح خوب است که حاصل تراوشات ناخودآگاه و احساس دروني طراح باشد. در اين صورت است که ايده داراي ارزش مي شود و فضاي شهري به وجود آمده براي مردم مطلوب مي گردد.

 او طراحي را بر تمام قسمت هاي شهر يکسان نمي داند ، بلکه طراحي در آن قسمت هايي از شهر مهم تر است که مخاطبان فضا ( مشارکت کنندگان در فضا ) بيشتر باشند و فعاليت هايي که در آن صورت مي گيرد مهم تر باشد ، در واقع او ساختارهاي اصلي شهر را طراحي مي کند و بقيه قسمت هاي شهر را بر عهده مردم و تصميمات آن ها مي گذارد. او با توجه به مطالعات زيست شناسي DNA و وظيفه اش آن را به شهر و نهادهاي انساني بسط مي دهد و چنين نتيجه گيري مي کند که شهر موجودي پوياست. " بيکن " در مطالعاتش از راه ها و معابر ( نظام هاي حرکتي ) ، فضاهاي شهري يا ساختمان ها و مراکز تجاري سخن به ميان مي آورد و مي توان چنين نتيجه گرفت که او اهميت بيشتري به اين موارد مي دهد.

او لازمه توانايي طرح را علاوه بر پويايي شهر ، طراحي صحيح آن مي داند. طراحي که قابل انعطاف باشد و خود را با تغييرات محيط وفق دهد. طرحي که جهت گيري هاي آينده را شکل دهد ، نه اين که پيش بيني کند و بگويد آينده بايد چگونه باشد. طراح بايد از ديد عابران پياده و مقياس عابر در خلق فضاها و طراحي هايش بهره بگيرد. استفاده از علوم اجتماعي و رفتارشناسي در حوزه طراحي براي درک رفتارهاي مردم و خواسته هايشان ، مشارکت مردم در طرح ها و اعمال نظرات آنان در طرح طي يک فرآيند رفت و برگشتي بين مردم و جامعه و نيز درک تصور ذهني مردم که " بيکن " آن را مطرح مي دارد ، از جمله مهمترين عوامل در ايجاد خوانايي و تصويري روشن از شهر و فضاي شهري است.

 نتيجه گيري

 در افکار و آراي همه آن ها در مورد انسان ، محيط طبيعي ، تاريخ و زمان در زمينه فضاي شهري همسويي وجود دارد. روابط انساني و پيوند با گذشته و تاريخ و احترام به آن ها ، سمبل ها ، هويت ، خوانايي ، هماهنگي ، توجه به طبيعت و نهايتا ترکيب آن ها در فضا از ويژگي هاي يک فضاي مطلوب شهري است. توجه به ذهنيات و روحيات انسان ، نيازهاي اجتماعي – ارتباطي او و مهم تر از همه احترام به مقام انسان و بازگشت به ارزش هاي انساني در مطالعات همه آن ها به چشم مي آيد. آن ها فضاي شهري را نه تنها متاثر از نيازها و روابط انساني و اجتماعي مي دانند ، بلکه به تاثيرگذاري فضاهاي ديگر شهر از طريق همجواري فضاها و ارتباطات درون شهري بر شکل گيري يک فضاي شهري تاکيد دارند. علاوه بر اين که فضاي شهري محل ارتباطات اجتماعي و تعاملات چهره به چهره است ، در جهت تعالي و ارتقاي کيفي روابط اجتماعي شهر و انسجام اجتماعي در جهت سامان دهي به فضاهاي شهري بايد کوشيد. رعايت تناسبات ، نظم ، مقياس ، خوانايي ، قابل تصور بودن ، تنوع ، هماهنگي ، پيوند با گذشته ، کارايي و خصوصا محصوريت فضا که از مهم ترين ويژگي هاي کالبدي فضاي شهري است در طراحي فضاهاي شهري از اهميت خاصي برخوردار است. جهت ايجاد تداوم هاي تاريخي در فضاي شهري و تقويت ميراث فرهنگي و معماري و شهرسازي جامعه لزوم توجه به ارائه طرح هاي باارزش معماري و شهرسازي و به طور کلي آثاري ماندگار از سوي معماران و شهرسازان را ايجاب مي نمايد.

 

 

 

 

 

 

 


ن : اسماعیل نصرالهی
ت : سه شنبه 1387/11/08
در سالهای اخیر با افزایش سطح رفاهی جامعه ودر نظر گرفتن این مبانی استفاده از وسائط نقلیه شخصی در شهرها همچنان در حال فزونی است .شاید بتوان این مسئله را با علم روان شناسی هم بررسی کردچون در برخی موارد شهروندان با اظهار نظر های جالبی چون (ماشین گرفتم که راحت باشم )و این را حق خود (مسلما) می دانند .و طرف دیگر قضیه برمی گردد به برخورد مسئولین با این موضوع که با افزایش سریع تولید اتومبیل در کشور وواردات ان نتوانسته اند پابه پای ان جلو روند.

اشاره به الودگی شهر تبریز و در صدر قرار داشتن الودگیهای خودرو ها نشان از بی کفایتی محصولات کارخانجات داخلی داردو اظهار نظرها در مورد اینکه فقط اگزوز ماشینها استاندارد است جای تامل دارد ..

همچنان که اشاره شد یک اصل یا بهتر بگوییم یک عامل در الودگی شهرها نقش ندارد و همه در ان شریک هستند . وبهترین راه برای مبارزه با این مشکل اصلی همگونی و مشارکت تنگاتنگ تما م نیروها اعم از مردم .مسئولین شهر.کارخانجات تولید اتومبیل .نهادهای مرتبط با این مهم تنها ترین راه حل این  مشکل است .


ن : اسماعیل نصرالهی
ت : پنجشنبه 1387/11/03
شاید این موضوع جذابیت نداشته باشد اما می تواند راهنمایی خوبی برای دانش جویان علاقمند باشد

آخرين تغييرات سياسي جهان

1-  تغيير نام كشور برمه به ميانمار و پايتخت آن رانگون به يانگون.

2-  وحدت دو كشور يمن شمالي و يمن جنوبي به پايتختي صنعا.

3-  اتحاد دو آلمان شرقي و غربي و تشكيل آلمان متحد با انتقال تدريجي پايتخت به شهر برلين.

4-  استقلال جزاير مارشل از امريكا.

5-  حمله نيروهاي عراقي و تسخير كشور كويت و تلاش براي ضميمه آن كشور با مخالفت شديد امريكا و سازمان ملل متحد روبرو شد و پس از بمباران‌هاي وسيع كشور عراق در خلال ماه ژانويه و حمله زميني نيروهاي امريكائي و متحدين آن كشور عراق آتش بس را پذيرفت و خاك كويت را تخليه نمود و از سال 1991 شامل تحريمهاي گسترده سازمان ملل متحد شده است.

6-   فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و تشكيل 15 كشور مستقل زير:

1-  فدراسيون روسيه پايتخت: مسكو مساحت 17075400 كيلومتر مربع

2-  آذربايجان پايتخت: باكومساحت 86600 كيلومترمربع

3-  ارمنستان پايتخت: ايروان مساحت 29800 كيلومترمربع

4-  ازبكستان پايتخت: تاشكند مساحت 447400 كيلومترمربع

5-  اسنوني پايتخت: تالين مساحت 45100 كيلومترمربع

6-   اوكراين پايتخت: كيف مساحت 603700 كيلومترمربع

7-  تاجيكستان پايتخت: دوشنبه مساحت 143100 كيلوتمرمربع

8-  تركمنستان پايتخت: عشق‌آباد مساحت 488100 كيلومترمربع

9-  روسيه سفيد (بيلاروس) پايتخت: مينسك مساحت 207600 كيلومترمربع

10-                     قرقيزستان پايتخت: بيشكك مساحت 198500 كيلومترمربع

11-                     قزاقستان پايتخت: آلماتي (اكنون آستانه) مساحت 2717300 كيلومترمربع

12-                     گرجستان پايتخت: تفليس مساحت 69700 كيلومترمربع

13-                     لاتويا (لتوني) پايتخت: ريگا مساحت 64500 كيلومترمربع

14-                     لينواني پايتخت: ويلنيوس مساحت 65200 كيلومترمربع

15-                     مولداوي پايتخت: كيشي نف مساحت 33700 كيلومترمربع

7-  تجزيه يوگسلاوي و اعلام استقلال جمهوريهاي كرواسي اسلووني و مقدونيه

8-  نخستين كنفرانس بين‌المللي در مورد محيط زيست در شهر ريودوژانيرو با شركت نمايندگان 178 كشور جهان برگزار گرديد.

9-  استقلال كامل بوسني و هرزگوين از يوگسلاوي

10-                      امضاي قرارداد اسلو، ميان دولت اسرائيل و سازمان آزادي بخش فلسطين و اعطاي خودمختاري در نوار غزه و كرانه باختري به فلسطينيان

11-                      انعقاد پيمان ماستريخت بين كشورهاي عضو جامعه اروپا و آغاز راهكارهاي عملي گسترده در جهت وحدت اقتصادي و پولي كشورهاي عضو و تغيير نام آن به اتحاديه اروپا

12-                      تجزيه كشور چكسلواكي به دو كشور چك و اسلوواكي

13-                      استقلال اريتره از كشور اتيوپي

14-                      كشور پالائو كه پس از جنگ جهاني دوم اداره آن از طرف سازمان ملل متحد به امريكا واگذار شده بود به استقلال رسيد

15-                      شهر و بندر والويس بي كه در كنترل دولت افريقاي جنوبي قرار داشت به ناميبيا واگذار شد

16-                      با انتخاب نلسون ماندلا به رياست جمهوري افريقاي جنوبي و تغيير قانون اساسي اين كشور رژيم آپارتايد در اين كشور از ميان رفت

17-                      پايان 156 سال فرمانروايي بريتانيا بر هنگ كنگ و واگذاري مجدد آن به دولت چين

18-                      نام كشور زئير به كنگو تغيير يافت

19-                      نام پايتخت قزاقستان از آق مولا به آستانه تغيير يافت

20-                      نام پايتخت مغولستان از اولان باتور به اولان باتار تغيير يافت

21-                      اولين مرحله انتشار برخي از انواع واحد پول مشترك اروپايي به صورت حواله‌هاي بانكي و نظاير آن با عنوان يورو كه در ابتدا هر يورو معادل يك دلار بوده و قرار است در سال 2002 به صورت اسكناس و پول رايج بين كشورهاي عضو منتشر گردد

22-                     طي يك رفراندوم رسمي كه از سوي سازمان ملل برگزار گرديد مردم تيمور شرقي راي به جدايي از اندونزي دادند كه مرحله نهايي همه پرسي قانون اساسي انتقال قدرت به مردم آن و تعيين رئيس جمهور در سال 2001 برگزار مي‌شود

23-                      سرزمين ماكوئو پس از 400 سال حاكميت دولت پرتغال بر آن در ماه دسامبر به كشور چين برگردانده شد و اين در حالي بود كه دولت چين پذيرفت هنگ كنگ سيستم سرمايه‌داري آن پابرجا بماند

24-                     دولت پاناما كنترل كامل كانال پاناما را كه تا آن زمان به عهده امريكا بود در دست گرفت

- نامگذاري بخش جنوبي اقيانوسهاي هند، اطلس و آرام به «اقيانوس جنوبي» زيرا اين نواحي محدوده پيراموني جنوبگان (قاره قطب جنوب) را تشكيل مي‌دهد و در اصل به آبهاي مناطق جنوبي عرض 60 درجه جنوبي اطلاق مي‌گردد.


ن : اسماعیل نصرالهی
ت : چهارشنبه 1387/11/02

تاريخچه هنر باغ سازی در ایران

      هزاران سال پيش وقتي كه آريائيها از كوهستانهاي قفقاز به فلاتي كه بعدها به پارس موسوم شد آمدند خود را با سرزميني كه شرائط اقليمي عجيب داشت مواجه ديدند هم گوشه اين سرزمين آب و هوائي كاملاً مخصوص داشت و آريائيها براي رفع گرسنگي گياهاني را به صورت ديم پرورش دادند و در طي زمان و هنگامي كه مردم به رفاه رسيدند و گرسنگي ديگر دغدغه آنها نگرديد باغ سازي و احداث باغ هاي تفريحي و زينتي رونق گرفت.

      منوچهر پادشاه پيشدادي تخم گل ها و ميوه ها را در باغ هاي خود كاشت كه به عنوان سمبل طراوت و آرامش و زيبائي بود چنانچه اكثر پادشاه داخل قصرها را با گل و درختان تزئين مي نمودند.

       فردوسي ازدرختي كه كنيه وتنه آن رااز نقره و شاخه هايش را از طلا و ياقوت و ميوه هاي ميان تهي كه داخل شان از مشك گلاب پر شده بودند سخن به ميان مي آوردكه اين نشانه توجه زياد پادشاهان به گل و درخت است.

      آب هم در آئين ايرانيان مانند گياه مورد پرستش بود و براي نگاه داري و حفظ‌آن تلاش زيادي مي كردند و چون آب وسيله اساسي ايجاد باغ در ايران است و اكثر مناطق ايران باران كمتر از 36 سانتي متري دارند ايرانيان براي تأمين آب مورد استفاده از قنات يا كاريز استفاده   مي كردند.

     درختان و گياهان و گل هائي كه در طراحي باغ مورد استفاده قرار مي گرفتند نسبت به محل فرق مي كردند در جنوب ايران از گياهان صحرائي و گرمسيري و در شمال از درختان مرطوب گيلان و مازندران استفاده مي كردند چنار، بيد، سرو، شيرواني، كاج و گل سرخ از مهم ترين گياهان سنتي ايرانيان در باغ هايشان مي باشند.

     باغ و گل فوق العاده مورد توجه ايرانيان بوده و سرح قالي هائي كه منعكس كننده نقش باغ بودند خود گوياي اين علاقه بوده است در ايران قالي هاي زيادي با نقش باغ بافته شده اند قالي بهارستان كه در تالار كاخ كسري گسترده بود اين قالي منطره بهار را نشان مي داد و تار و پود آن از ابريشم و سيم و زر بود.

     در باغ هاي ايران قديم قسمت اعظم باغ را به كشت درختان ميوه اختصاص‌ مي دادند درخت هاي ميوه در فواصل و رديف هاي مرتب و با اصول خاص گل دهي و ميوه دهي غرس مي شدند.

     آريايي ها معتقد بودند كه دنيا از چهار قسمت خشكي بوجود آمده كه در وسط اين چهار قسمت دريائي وجود دارد و بر مبناي اين عقيده باغ هاي فراواني احداث شد كه به چهار قسمت خشكي كه در وسط آن آب گير يا آب نهائي وجود داشت.

 

باغ هاي تيموري

     تيمور كه يكي فاتحان بزرگ جهان بود در اطراف سمرقند پايتخت خود به احداث حلقه اي از باغ هاي سلطنتي مبادرت ورزيد. اين تفرجگاه ها عبارت بودند از باغ شمال، باغ ارم، باغ بهشت، باغ چنار، باغ دلگشا، باغ قراتپه.

      تيمور علاوه بر اين باغ ها كمربندي هم از باغ ها بوجود آورده بود و نام شهرهاي معروف اسلامي مانند قاهره، بغداد، دمشق، سلطانيه، شيراز را بر آن نهاده بود اين باغ ها شهر سمرقند پايتخت تيمور را احاطه كرده بودند.، تعدادي از اين باغ ها شكوه و جلال خود را تا يك قرن حفظ كرده بودند ولي اكنون هيچ اثري از آنها برجا نمانده است. نقش باغ ها الهام گرفته از نقش قالي ها و  نقاشي ها و مينياتورها بوده است. (تصوير 1-2)

    بطوركلي باغ هاي تيموري بسيار وسيع و با ديوارهاي بلند محصور بودند در وسط هر ديوار سردرهاي بلند مزين به كاشي كاريهاي آبي و طلائي احداث مي نمودند در گوشه ديوارها كاخ هاي سه طبقه با كاشي هاي رنگين بنا مي كردند در مركز باغ تپه اي بسيار مرتفع با سنگ و خاك مي ساختند بر فراز اين تپه ها فضاي مسطحي بود كه با ديوارهاي چوبي محصور مي گرديد در داخل اين حصارهم چندين باغ زيبا بنا مي كردند. دروسط اين باغ ها آب نمايي بسيار بزرگ درست كرده بودند كه علاوه بر زيبايي براي آبياري و آبرساني از آن استفاده مي كردند.

       اين طرح باغ از زمان ساسانيان يعني از 241 تا 234 بعد از ميلاد مسيح به صورت نمونه طرح باغ هاي ايران درآمد و نام چهار باغ بر آن اطلاق گرديدآثار و بقايائي از دوره ساساني بدست آمده كه نشان مي دهد كه پادشاهان اين دوره قصرهاي خود را درست در وسط آب گير وسيع كه در محور جوي هاي اصلي قرار داشت بنا مي كردند.

      آنان در اطراف قصور خود حيوانات درنده پرورش داده تا از ورود احتمالي دشمن جلوگيري نمايند.

      فضاي باغ هاي تيموري با تناسب زياد طراحي مي شد در اغلب آن ها خيابان ها و باغچه هاي مستطيل شكل و جنگل هاي كوچك به اشكال گوناگون احداث مي نمودند در دو طرف خيابان درخت هاي نارون مي كاشتند و بقيه فضاي باغ را را درختان ميوه و بوته هاي گل و درخچه هاي زينتي آرايش مي دادند در اين باغ هاي جانوران وحشي از قبيل آهو و قرقاول و شتر مرغ و زرافه هم ديده مي شد.

باغ هاي صفوي يا شاه عباسي

     رشته طراحي و معماري در دوره صفوي اگر چه خيلي پيشرفت كرد ولي از نظر كلي متأثر از سبك تيموري بود در اين زمان براي اولين بار در تاريخ معماري ايران فضاي خارج (باغ) را با فضاي داخل (ساختمان) مربوط مي ساختند.

     باغ معروف و كوشك چهل ستون بر اين سبك طرح و احداث شده است. باغ هاي صفوي در اصفهان و ديگر شهرهاي ايران به طرز فشرده اي در اطراف كوشك سلطنتي قرار داشتند و با اسامي مختلف از قبيل باغ تپه، باغ چهل ستون، باغ صاحب الزمان، باغ زيتون، باغ حرم، باغ خلوت، باغ چشمه، باغ هزار جريب، باغ هشت بهشت (تصوير 2ـ2) معروف بودند.

  متاسفانه هم اين باغ از بين رفته اند و نمي توان دقيقاً حدس زد كه كداميك با چه طرحي بنا شده بودند و طبعاً طرح ان ها با يكديگر فرق داشته است در اين باغ ها هميشه باغي به نام باغ تپه وجود داشت كه بالاتر از ساير باغ ها احداث مي شد.

     خيابان كشي و ايجاد معابر عمومي به طرز منظم و صحيح براي اولين بار از زمان صفويه آغاز گرديد. بهترين نمونه اين معابر خيابان چهار باغ اصفهاني است اين خيابان علاوه بر يك محل عبور و مرور، يك گردشگاه نيز بشمار مي آمد عرض خيابان چهار باغ 60 متر بود كه در هشت رديف منظم درخت تبريزي و چنار غرس شده بود. بين درختان از بوته هاي گل سرخ و ياس پر گل كاشته بودند اين خيابان داراي چهار نهر آب بود كه عريض ترين آن ها در وسط قرار داشت و اطراف آن را با سنگ هاي تراشيده زينت داده بودند در سطح خيابان نيز استخرها و فواره هائي به چشم مي خورد كه اين استخرها همه داراي طرح خاص و منظم بوده و دسته هاي گل بر سطح اب اين استخرها شناور بود تا زيبايي و لطف آن دو چندان گردد در يك ضلع خيابان نزديك يك اسكله در زاينده رود قفس هاي بزرگ پرندگان و حيوانات قرار داشت.

      طرح باغ هائي كه به دستور شاه عباس در شمال ايران احداث گرديد تحت تأثير شرايط اقليمي قرار گرفته و با باغ هاي جنوب ايران تفاوت داشت در شمال بيشتر از گياهان و درختان و گل ها و درختچه هاي زينتي مخصوص آن محل و به مقدار زياد استفاده كرده و با درختان و گل ها و درختچه هاي زينتي مخصوص آن محل و به مقدار زياد استفاده كرده و با هم آهنگي خاص مي كاشتند ولي طرح كلي همان طرح چهار باغ بود.

باغ هاي قاجاري

     در دوره قاجاريه براي اولين بار سبك اروپايي در سبك باغ سازي ايران نفوذ كرده و باغ دوشان تپه كه در زمان ناصرالدين شاه احداث شد اولين باغ ايراني است كه به سبك ايراني اروپائي ساخته شده است. (تصوير 3ـ2)

 طرح باغ اين قصر مخلوطي از سبك باغسازي ايراني و اروپايي است استفاده از آهن در ساختمان قصر و شبكه هاي آهني تفكيك كننده باغ براي اولين بار در ايران متداول گرديد در اين باغ تعداد زيادي شير و روباه و ميمون رها كرده بودند در قسمتي ديگر از باغ يك كوشك چند پهلو و داربست هائي از مو ديده مي شد اين قصر قاجار كه در دوران فتحعلي شاه ساخته شده بود يكي از با شكوه ترين قصرها و باغ هاي دوران قاجار است براي ايجاد فضاي سبز مساحت زيادي از باغ را به درخت كاري اختصاص داده بودند طرح اين قصر پلكاني است كه پاي آن حوض بزرگي ساخته اند و تست بيروني قصر كه محل ورود و خروج مهمانان و غيره بود با يك طرح ساده طرح ريزي شده و قسمت پشت را با كاشتن درخت هاي بزرگ به صورت جنگل درآمده بودند در اين باغ درختان تبريزي بيد انواع درختان ميوه و بوته هاي گل سرخ كاشته شده بود. اين قصر را بر بلندي احداث نمودند تا حداكثر استفاده را از مناظر اطراف بنمايند.

     در اطراف تهران در زمان قاجار باغ هاي زيادي وجود داشت كه قصرهاي مجلل را در خود جاي داده بود از آن جمله باغ هاي عشرت آباد و صاحب قرانيه كه به سبك روسي طرح ريزي شده بودند در باغ قصرها تپه هاي گل و سكوهاي پلكاني به منظور نمايش گل و گلدان درست كرده بودند.

باغ هاي شيراز

     شهر شيراز داراي باغ هاي عمومي زيادي بوده كه تعدا آنها را به 20 يا بيشترنسبت مي دهند به قول شاردن سياح فرانسوي استخرهاي بزرگ و تنومندترين درختان جهان را در خود جاي داده بودند در ركن آباد شيراز كوشك كوچكي بوده كه طرح خيابان هاي اطراف آن شبيه طرح چهار باغ اصفهاني است. باغ شيراز از آن جمله باغ تخت كه احداث آن با به محمد شاه قاجار نسبت مي دهند بصورت تراس بندي شده كه در پائين تراس ها حوض بزرگ درياچه مانند كه از درختان سر به فلك كشده احاطه گشته قرار داد.

     باغ ارم از ديگر باغ هاي معروف شيراز است كه توسط يكي از معماران محلي به نام حاج محمد حسن كه در طراحي و ساختمان كوشك در عهد خود بي رقيب بود ساخته شد طرح اين باغ متقارن داراي يك محور طولاني كه بصورت نهر بزرگي كوشك اصلي را به كوشك پائين باغ متصل مي كند. (تصوير 4ـ2)

باغهاي تبريز

     شهر تبريز يكي از مشهورترين شهرهاي ايران بوده كه چندين بار از حيث آباداني و شكوه سرآمد شهرهاي زمان خود گشته است در اين شهر باغ هاي مشهور و بزرگي وجود دارد كه يكي از اين ها باغي است كه در زمان آق قوينلو ساخته شده و بعضي ديگر احداث آن را به اوزون حسن منصوب كرده اند در هر صورت اين باغ هشت بهشت و سپس عشرت آباد و در زمان قاجاريه به باغ شمال مشهور گرديد وسعت اين باغ بسيار زياد بود. كاخ و كوشك هاسي فراواني را در خود جاي داده بود ولي اكنون فقط يكي از ساختمانهاي آن باقي مانده است.(تصوير 5ـ

  باغ شاهگلي يكي ديگر از باغ هاي مشهور تبريز است تاريخ احداث آن دقيقاً معلوم نيست ولي تصور مي شود كه در سال 1785 ميلادي و يا قبل از آن احداث شده اين باغ داراي حوض بسيار بزرگي است كه هر ضلع آن حدود 650 متر پهنا دارد محل حوض زميني غير همسطح بود و چنين به نظر مي رسيد كه براي مسطح كردن آن مقادير زيادي خاك در قسمت شمالي آن ريخته اند زمين هاي اطراف حوض را هم طبقه بندي كرده و در آن ها درخت كاشته اند درختان تبريزي را در كنار ديوار و درخت بيد را كنار استخر كاشته اند. بطوري كه مثل حصاري دور استخر پوشيده شده و هرگاه از ايوان كوشكي كه در وسط درياچه قرار دارد به اطراف نگاه كنيم چنين به نظر مي رسد كه استخر بر فراز سطح دره اي است كه پشت آن واقع شده است.

     باغ فتح آباد يكي ديگر از باغ هاي تبريز است ساختمان كاخ در شمال باغ قرار دارد و نهر طويلي قسمت هاي مختلف باغ را به يك ديگر متصل مي سازد اين نهر در قسمتي كه پستي و بلندي دارد به زيبايي اختلاف سطح پيدا كرده است قسمت انتهائي نهر به استخر بزرگي كه به شكل استخر شاهگلي است متصل مي گردد.

 

تاريخچه هنر باغسازي در جهان

     باغ نمايانگر منظره اي از دنياي ايده آل بشر است. باغ هاي را نمي توان جدا از مردمي كه آن ها را ساخته اند دانست لذا باغ هاي زينتي و تفريحي هر دوره اي نمايانگر دنياي ايده آل و رويائي مردم آن دوره و اجتماع خاص خود محسوب مي شود باغ سازي و باغباني در هر دوره از تاريخ منعكس كننده وضع اقتصادي و سياسي و فرهنگي آن مردم بوده است.

     باغ به معناي يك ناحيه محصور و مخصوص كشت گياه است. در باغ هائي كه قبل از ميلاد مسيح احداث شده است گياهان را از نظر مذهبي به كار مي بردند ولي در برخي ديگر از قسمتهاي جهان فقط علاقه به گل ها و گياهان باعث احداث باغ هاي زيبا مي شد و گاهي براي نشان دادن قدرت و ثروت باغ هاي وسيع و زيبا را مي ساختند. در برخي از جوامع مناظر رسمي با خطوط هندسي مورد توجه بود و برخي ديگر فرم طبيعي را مي پسنديدند در هر دو صورت مناظره سازي براي زيباتر ساختن محوطه قصرها و ويلاها و ساختمان هاي عمومي به كار       مي رفته است امروزه هم صرفاً به همين منظور يعني براي زيبا سازي و بهسازي محيط زيست باغ سازي مي ساختند.

     علاوه بر عوامل فرهنگي و اقتصادي و سياسي عوامل جغرافيايي و بومي نيز در توسعه و سبك باغ سازي نقش داشته اند آب و هوا، پستي و بلندي شيب زمين، جنس خاك، آب و گياهان موجود از عوامل مهم و تعيين كننده محسوب مي شوند و همچنين احداث باغ به هزينه زياد و كارگر فراوان نياز داشته و از عوامل مهم باغسازي در هر دوره از تاريخ محسوب مي شود.

 توسعه باغ سازي در عهد باستان

      قديمي ترين شواهد باغسازي از 2200 سال قبل از ميلاد مسيح در مصر بدست آمده است مصريان گياهان را به صورتهاي مثمر و زينتي بكار مي بردند درختان و گياهان رونده را بر آلاچيق ها و دار بست ها پرورش داده و سايبان مي ساختند گياهان گلدار را منظم كاشته و باغچه هاي متقارن را با گل هاي رز و ياسمن بوجود مي آوردند.

باغ هاي محصور هم از اين زمان براي ايجاد محيطي آرام و دنج و محفوظ براي زنان ساكن آن محل ايجاد گرديد واين نوع باغها فقط براي فراعنه و پيشوايان مذهبي و در اطراف معابد احداث مي شده است. (تصوير 6ـ2)

 بابل

       باغ هاي معلق بابل از قديمي ترين باغ هاي كهن جهان مي باشد اين باغ ها در سال 600 قبل از ميلاد و همزمان با شروع سلسله پادشاهان پارسي احداث شده است اين باغ يكي از عجايب هفت گانه جهان محسوب مي شود باغ مذكور به فرم هرم ساخته شد بود اين هرم را تراس بندي كرده و طبقات و تراس هاي مختلف را توسط پلكان هاي عظيم به يك ديگر مربوط ساخته در هر تراس درختان و درخچه ها و گياهان و گلدار فراوان كشت نموده بودند تا باغ به شكل يك كوه پر درخت درآيد.

  يونان

      يوناني ها بين سال هاي 600 قبل از ميلاد تا شروع دوران مسيحيت خدمات ارزنده اي به سبك باغ سازي جهان نموده اند قبل از يوناني ها با ممالك ديگر تماس برقرار كرده باغ هاي ساده كه معمولاً به محوطه هاي درختان و سبزيكاري مختص بوده مي ساختند بعد از سال 500 قبل از ميلاد يوناني ها باغ هائي شبيه باغ هاي پارسيان و مصريان ساختند.

  امپراتوري رم

      در رم مانند ساير شهرهاي امپراطوري روم باغ هاي زيبايي احداث شده بود تمام منازل با گل و گياه تزئين شده و پارك هاي تفريحي و باغ هاي معلق و حياط هاي گل كاري شده شبيه باغ هاي يوناني ها ديده مي شد، از اختصاصان باغ هاي رومي در آن زمان باغچه هائي بود كه 1 تا 5/1 متر از سطح زمين بلندتر بود اين كار براي اصلاح خاك بود. بتدريج كه رم پر جمعيت شد ثروتمندان به حاشيه شهر كشيده شده و ويلاهايي را در نواحي خنك و مطلوب و محوطه آن را بر حسب قدرت مالي خود تزئين نمودند استفاده از فواره، مجسمه هاي زينتي، قسمتهاي مخصوص سبزيكاري، گلخانه از خصوصيات اين ويلاها بود. از گياهان مورد علاقه روميان مي تواند بر رز، زنبق، بنفشه، شقايق نعماني اشاره كرد.

      روميان به گياهان معطر توجه خاص داشتند گمان مي رود اين بذل توجه به علت مقدس بودن گياهان مزبور و يا به خاطر سايه و خنكي كه ايجاد مي نمودند بوده است. از درختهايي كه در باغ هاي رومي بيش از ساير گياهان مشاهده مي شود كاج ، سرو، بلوط، زيتون را مي توان نام برد انواع سرو و نسترن و شمشاد در باغ هاي رومي زياد استفاده مي شد 

 توسعه باغ در قرون وسطي( 1453-395 م)

  باغ هاي شمال اروپا

      با سقوط امپراتوري روم باغباني هم مانند ديگر هنرها افول كرد راهبان كشت گل رز را زينت بخشي كليسا و راهبه ها به پرورش گياهان داروئي پرداختند و هنر باغباني در دو قرن فقط در ديرها و توسط راهب ها و راهبه ها صورت مي گرفت.

      در قرون نهم و دهم كه به ديرها نيز توجه نشد هنر باغباني هم به فراموشي سپرده شد در قرن يازدهم با توجه  نورمن هاي انگليسي به ديرها هنر باغباني هم مورد توجه قرار گرفته و باغچه ها باعث افتخار راهب ها گرديد. اگر چه سيزيجات از محصولات مهم باغچه هاي ديرها بود ولي گل هايي را براي زينت كليسا نيز پرورش مي دادند. در قرن هفدهم هنري ششم ديرها را تعطيل كرد و باغباني و باغسازي هم با آن خاتمه يافت در دوران سياه تاريخ تا اواخر قرون وسطي قصرها باغچه هاي كوچكي درداخل خود جاي داده بودند.

 باغ هاي اسلامي در اسپانيا

      در زماني كه اروپا بدنبال تمدن گمشده خود بعد از سقوط امپراتوري رم بود اسپانيائي ها زندگي آرام و غني را مي گذراندند در اين دوران باغ هاي تفريحي و پر تجمل بسياري ساخته شد تأثير اين سبك باغ سازي هنوز هم در باغ الحمرا در گرانادا كه در قرن پتجم ساخته شده به چشم مي خورد اين قصر چهار باغچه به سبك باغ شرقي بنا شده است. يكي از اين باغچه ها آبگير بزرگي دارد كه نماي قصر را منعكس مي كند و فقط با درختچه هاي هرس شده تزئين يافته است. براي تنوع يكي باغچه ها را مملو از گياه كرده و سايبان مي ساخته اند. 

 توسعه و تحول باغ سازي در قرون جديد(1789-1453م)

 ايتاليا

      با برقراري آرامش و عدم نياز به اماكن محصور باغ ها بازتر شد در ايتاليا باغ ها را بر سراشيبي ها بنا كرده تا تسلط كافي بر مناظر اطراف داشته باشند در اين زمان فاصله و مقياس و پرسيكتيو1 اهميت خاص يافت با اين وضعيت قسمت هاي تزئيني و باغچه هاي گل كاري شده فقط به اطراف قصرها اختصاص داشت.

     مطالعه سبك باغ سازي ويلاهائي كه در زماني رنسانس در ايتاليا ساخته شده نشان مي دهد كه اين باغ ها بيشتر براي نمايش ميزان تحول صاحب باغ بوده نه بخاطر ايجاد محيطي آرام و مكاني براي استراحت.

 بيشتر اين ويلا 10 تا 15 جريب وسعت داشته و زمين به شكل مستطيل و بر سراشيبي مستقر بوده كه اين سراشيبي را به 3 يا 4 طبقه يا تراس تقسيم مي كردند در ديوارهاي سنگي براي نگه داري تراس مي ساختند معمولاً پائينترين وردي ويلا بود. تراس دوم يك آلاچيق يا چند اتاق براي برگزاري مهماني و مراسم ها بود و تراس سوم جنگل كاري و درختكاري شده بود.     (تصوير 7ـ2)

 چون ايتاليائي ها به گذشته خود علاقمند بودند از وسائل تزئيني گذشتگان خود استفاده    مي نمودند از گلدان هاي سنگي و علاقه هاي خانوادگي براي پرورش گل هاي زينتي استفاده شد و شمشادهاي مختلف را براي محدود كردن باغچه ها بكار مي براند.  مجسمه و آب نيز از اجسام بسيار مهم در باغ هاي ايتاليايي بود به طوري كه تعداد  بي شماري مجسمه در دو طرف پياده روها يا محل هاي خاص جاگذاري مي كردند و باغ شكل موزه به خود مي گرفت در اماكني كه آب موجود بود حوض و فواره هاي با شكوهي احداث مي كردند. اگر چه به نظر مي رسد كه ايتاليائي ها به ساختمان و اجسام ساختماني توجه بيشتري داشتند اما شواهدي در دست است كه حاكي

از علاقه آنها به گياهان بي نظير و نوظهور بود در دوره رنسانس جويندگان و جمع آوري كنندگان و كلكسيونرهاي گياهان بي شماري بودند.

فرانسه

  در اوائل قرن شانزدهم ميلادي عناصر يا المان هاي سبك سازي از ايتاليا به فرانسه برده شد، فرانسويان حياط قصرهاي بزرگ خود را كه به وسيله ديوراهاي بلند پوشيده شده بود به سبك باغ هاي ايتاليائي طراحي نمودند. با پيشرفت دورة رنسانس در فرانسه، فرانسويان سبك خاصي براي تزئين باغ هاي خود يافتند. در قسمتي از قصر كه تابستان ها استفاده مي كردند زيباترين باغچه ها را احداث نمودند. درختان را هرس و نزديك به هم را هرس كرده و بعد از هرس كردن به شكل ديوار در مي آوردند. فرانسويان بر سطح افقي عظيم با اشكال هندسي بسيار پيچيدگي گل كاري و چمن كاري كرده و راه هاي شني احداث مي كردند لذا بيشتر باغ هاي فرانسوي اگر از بلندي نظاره مي شد با شكوه تر و عظيم تر به نظر مي رسيد اين باغچه ها را پارتر1 مي ناميدد. ( شكل 8ـ2)

 يكي از خواص مشترك بيشتر باغ هاي فرانسوي در نظم و ترتيب آن ها بود باغ هاي وسيع را به قسمت هاي كوچك تري تقسيم كرده و اين قسمت ها را به يك ديگر مربوط مي ساختند در باغ هاي بزرگ معمولاً يك قسمت را به سبزيكاري و قسمتي را به درختكاري و بخش ديگر را به فواره ها و حوض ها و قسمت ديگر را به محل استراحت تقسيم مي كردند. هيچ بحثي درباره باغ سازي دوره رنسانس در فرانسه بدون ذكر نام «آندره لونرتر»2 كامل نخواهد بود.

     معروف ترين اين باغ ها، باغ ورساي و باغ وولو و يكنواخت مي باشد باغ و رساي در سال 1661 احداث و باغ و وولو و يكنواخت در سال 1656 ميلادي احداث گرديد و بهترين كار لونرتر بشمار مي آيد.

انگلستان

باغ هاي رسمي و هندسي

     در انگلستان در زمان سلطنت تودورها دوران جديد باغ سازي و باغباني آغاز گرديد صلح و ثبات سياسي و اقتصادي نياز به محفوظ و محدود بودن را كاهش داد و باغ ها وسعت زيادتري پيدا كرد. باغ هاي انگليسي شبيه باغ هاي فرانسوي بود كه در آن گياهان مثمر و غير مثمر كاشته شده و گل هاي فصلي را به صورت هندسي و منظم كاشته شده و دور‌ آن را با شمشادهاي هرس شده محصور مي كردند از مجسمه و حوض و فواره در آنها استفاده مي كردند اين باغ ها تا اواخر سلطنت اليزابت اول (1603ـ1558 ميلادي) تغيير چنداني نيافت.

     پيدايش و توسعه باغسازي خاص انگليسي در اوائل سلطنت جيمز اول پادشاه سلسله استوارت ها آغاز گرديد. در اين سبك از خطوط مستقيم و نقوش رسمي استفاده مي شد وسعت باغهات وسيع و پياده روها عريض، گل كاري كاهش كه فقط افراد متمكن حق استفاده داشتند با ورود گياهان جديد از هلند و آمريكا علاقه مردم به گياهان جديد زيادتر شد و در همين زمان بود كه گياه شناسان انگليسي براي يافتن گياهان جديد به سراسر كشور خود رفتند. كه در سال 1620 ميلادي اولين باغ گياه شناسي انگليس «هورتوس ـ بوتانيكسيل»1 در دانشگاه اكسفورد احداث گرديد. باغ هاي زينتي و مركبات يكي از چهره هاي خاص باغ هاي انگليسي آن زمان است تا قرن هفدهم هميشه باغ سازي و باغباني در انگلستان اختصاص به ثروتمندان داشت ولي بتدريج مردم عادي نيز به باغ سازي روي آورده و باغچه هاي كوچكي در اطراف كلبه هاي خود احداث كردند. افزايش علاقه به باغباني باعث چاپ و انتشار كتاب هاي متعددي درباره باغ سازي گرديد.

      در قرن هيجدهم ميلادي نظم و ترتيب فوق العاده زياد باغ هاي دوره رنسانس به خصوص طرح هاي پرخرج و پرزحمت و رسمي شديداً مورد انتقاد قرار گرفت در نتيجه منتقدين تصميم گرفتند كه باغ هايي احداث كنند كه كاشت و داشت آن ها به هزينه ها و تيمار كمتر نياز داشته باشد و تغييراتي كه در انگلستان رخ داد بهترين نشانه اين نوع سبك زندگي است در سال 1720 ميلادي اولين باغ هاي سبك طبيعي انگليسي احداث گرديد. انگليسي ها نه تنها باغ هاي جديد احداث را به فرم طبيعي مي ساختند بلكه باغ هاي رسمي و فوق العاده زيبا را خراب مي كردند تا به فرم جديد در آورند. لنسلات كيپبليتي براون1 يكي از طراحان به نام باغ هاي انگليسي بود. كه طراحي باغ هاي طبيعي توسط همفري ريتون2 كه خود را در اولين طرح اين سبك باغ ناميد به اوج خود رسيد. ريتون مفهوم امروزي پارك هاي انگليسي (چمن كاري وسيع و كشت متعادل درختان) را كه تآثير به سزايي بر پارك سازي امروز جهان گذاشته است معرف نمود. در قرن هيجدهم ميلادي سبك باغ هاي خاور دور نيز تأثير بر سبك باغ سازي انگلستان گذاشت.

ويليام چيمبرز 3كه قبلاً مسافرتي به چين كرده بو مامور ساختن باغ گيا شناسي سلطنتي كيو4 شد.

خاور دور و مشرق زمين

     سبك باغ سازي كه در چين و ژاپن به كار ميرفت حاكي از زيادي جمعيت و كمبود فضاي لازم براي باغ سازي وسيع بود. در چين 2500 سال قبل از ميلاد مسيح باغ سازي مي نمودند ولي باغباني بيشتر به منظور پرورش گياهان داروئي انجام مي گرفت.

     مذهب تاثير بسزايي بر باغ سازي چين داشت كه سعي مي شد كه از طبيعت تقليد كرده و بيشه زار و تپه هاي زيبا احداث نمايند و مسائل مختلف و گياهاني كه در اين باغ ها به كار     مي رفت و هر كدام نماد چيزي خاصي بودند، باغ هاي تفريحي را براي تماشا و تفرج و اماكن مقدس و اطراف آن را مكاني براي تفكر و تامل مي ساختند كه اين باغ ها بيشتر براي ثروتمندان احداث مي گرديد ولي باغ هاي در اطراف معابد و بخش هاي عمومي  مشخص نيز مي ساختند چيني ها درخت را خيلي مهم شمرده و آن را سمبل استقرار و پايداري مي دانستند.

     مبلغين مذهب بودائيسم اين سبك باغ سازي را به ژاپن بردند در ژاپن نيز مانند ساير ممالك و فرهنگ هاي جهان سبك باغ سازي در دوران مختلف تكامل يافت ولي هنوز به اندازه سبك باغ سازي ملل ديگر تغيير فاحش نيافته است. باغ هاي اوليه چين و ژاپن ساده تر بود. و بتدريج در قرن سيزدهم ميلادي تكامل يافته و به اوج زيبائي رسيد تا اين زمان سمبل ها و عقايد فلسفي پايه اوليه سبك اين باغ ها بودند، بعد از آن باغ سازي بيشتر تزئيني و براي استفاده همگان شد.

     گياهان اهميت خاصي در باغ هاي ژاپني داشتند و سعي مي شد كه از گياهان دائمي زياد استفاده شود چون در تمام مدت سال سبز بوده و بعلاوه نماد طول عمر بودند. درختان و درختچه هاي گل دار را در بين اين درختان دائمي مي كاشتند ولي از گياهان گل دار يكساله بندرت استفاده ميشد.

     هنر بونزائي، كه كشت و پرورش درختان كوچك در گلدان است از هزاران سال قبل از ميلاد به كار مي رفت. باغ مسطح رويان جي1 كه در يك معبد بودائي زن 2احداث گرديده نمونه بارزي از اين سبك است.

     باغ هاي چيني و ژاپني تا چند سال گذشته هميشه با باغ هاي غربي تفاوت داشتند با اين وصف وجه تشابهي در سبك طراحي باغ هاي خاور دور و باغ هاي غربي ديده ميشود به طور كلي طراحان خاور دور سعي داشتند كه جنبه لايتناهي طبيعت را بيشتر جلوه دهند كه با ظرفيت بيني خاص خود توانستند ظرافت هاي محيط را ديده و باغ هائي كه شباهت فراوان به طبيعت بكسر حمايك سرسبز و خرم آنان داشت احداث نمايند در باغ هاي مذكور هرگز از فرم هاي هندسي و محورها و خيابان هاي مستقيم كه مغاير با حالت طبيعي است استفاده نمي شود. سنگ و آب و گياه سه جز مهم باغ هاي ژاپني هستند.

 منابع وماخذ

1-  روحاني،غزاله،1365،طراحي باغ و احداث فضاي سبز، انتشارات پارت

 2-  مجنونيان،هنريك،1369،درختان و محيط زيست، انتشارات دفترآموزشي زيست محيطي.

3- مجنونيان،هنريك، 1374، مباحثي پيرامون پارك، فضاي سبز و تفرجگاهها، سازمان پاركها و فضاي سبز تهران.

4-محيط زيست،1377، فصلنامه علمي سازمان محيط زيست.شماره 1.

5-محيط زيست،1379، فصلنامه علمي سازمان محيط زيست.شماره .33



 


ن : اسماعیل نصرالهی
ت : سه شنبه 1387/11/01

بيابان و راههاي مقابله با آن

بيابانها بخشي از مناطق خشك محسوب مي‌شوند و ويژگي‌هاي عمده آنها كمبود بارش و تبخير شديد است.

 ويژگي‌هاي آب و هواي مناطق خشك

1- بارندگي كم و نامنظم است.

2- مقدار باران در سالهاي مختلف متفاوت است و ممكن است چندين سال بارندگي نشود.

3- بارندگي‌ اغلب شديد و به صورت رگبار سالانه است.

4- مقدار تبخير بيشتر از بارندگي سالانه است.

5- وزش باد شديد و علاوه بر حمل ذرات گردو غبار بر خشكي هوا مي‌افزايد.

 بيابان واقعي:

جايي است كه ميزان بارندگي سالانه آن كمتر از50 ميليمتر باشد و آن منطقه يا فاقد گياه يا پوشش گياهي خيلي فقير است.

 كوير:

بخشي از بيابان است كه داراي خاكهاي ريز و تحت تاثير نمك زياد است.

سطح آب زير زميني در آنجا بالا است.

 پلايا:

كويري كه زمستانها تبديل به درياچه شده و در فصول خشك تبديل به پهنه‌هاي وسيع نمك مي‌شود بيابان واقعي درايران لوت است كه يكي‌ از خشك ترين و گرم‌ترين نقاط جهان مي‌باشد. حداكثر مطلق درجه حرارت در سايه بيش از 59 درجه است. وسعت آن حدود 80000 كيلومتر مربع است. بيشتر بيابانها در عرض 27 دقيقه و 23 درجه شمالي و جنوبي جهان است كه در نيكره‌ي شمالي از مجاورت اقيانوس اطلس تا حدود چين است كه شامل صحراي بزرگ آفريقا، بيابان عربستان، بيابان ايران، تركمنستان، گبي مغولستان و تهر عربستان مي‌باشد.

 علل ايجاد بيابانها:

1- گرم شدن زياد منطقه بر اثر تابش خورشيد

2- فشار زياد جنب حاره

3- جريان‌هاي سرد

 اقيانوسها در خاك بدون گياه 18 تن در هكتار، در چراگاه 1 تن در هكتار در زمين كشاورزي 7/0 تن در هكتار و در جنگل 1/0 تن در هكتار فرسايش خاك وجود دارد. از فرسايش غير طبيعي خاك چراي بي‌رويه دامها، شخم زدن نا مناسب خاك، تخريب جنگل ها، بهره‌برداري بيش از حد از خاك، شور شدن خاك را مي‌توان نام برد.

 بيابان زايي عوارض گوناگوني دارد:       
1- تهديد حاصلخيزي خاك ( شور شدن اراضي)

2- مدفون شدن آبادي‌ها در زير توده‌هاي شن و ماسه مانند روستاهاي سفيد آب و رحمت آباد در استان اصفهان

3- بالا آمدن بستر رودها بر اثر ورود ماسه‌ها

4- پر شدن كانالهاي آبرساني و قنوات

5- وارد شدن صدماتي به تاسيسات نظامي و صنعتي

6- مسدود نمودن جاده‌‌هاي ارتباطي و خطوط راه آهن

7- آلوده شدن محيط زيست و در خطر افتادن سلامتي اهالي

مقابله با بيابان‌زايي

از سال 1346(ه.ش) در ايران مالچ پاشي جهت جلوگيري از بيابان زايي و احياء مناطق خشك و تثبيت ماسه‌هاي روان صورت گرفت اقداماتي از قبيل نهال كاري، بذر پاشي، جمع آوري بذر، مالچ پاشي، قرق، ايجاد مانع، اقدامات پيش گيرانه.

 نهال‌كاري:

كاشت گياهاني از گونه‌هاي طبيعي و مقاوم در برابر خشكي مانند تاغ، گز، اسكنبيل، كهور، دم گاوي، آكا سيا،‌ قره داغ، پاينكوم، اكاليپتوس،آتري پلكس، كاكتوس، قيچ، اسپند.

 ايجاد مانع:

احداث باد شكن در تپه‌ها كه از قدرت تخريبي باد جلوگيري مي‌كند.

 اقدامات پيش گيرانه:

جلوگيري از شخم در جهت شيب، جلوگيري از چراي مفرط دامها، جلوگيري از كندن بوته‌ها در بيابان.

 انواع بادشكن:

باد شكن ممكن است از مواد مصنوعي و يا از درخت و درختچه نباتات بلند باشد (ذرت و آفتابگردان) بنابراين دو نوع باد شكن وجود دارد 1- بادشكن غير زنده يا مصنوعي يا مكانيكي 2- بادشكن زنده.

باشكن غير زنده مثل ديواره‌هاي سنگي، ديواره‌هاي فلزي، چوبي، پلاستيكي حصيري و يا ديواره‌هاي تهيه شده از شاخه‌هاي بريده شده درختان موجود در منطقه، ديواره‌هايي از نوع كرباس مهمترين عامل مؤثر در طراحي بادشكن‌هاي غير زنده انتخاب مواد اوليه سهل الوصول مي‌باشد وقتي بادشكن‌‌هاي غيره زنده استفاده مي‌شود كه 1- شرايط محيط اجازه پوشش گياهي براي ايجاد بادشكن درختي را ندهد 2- شرايط محيط براي رشد پوشش گياهي مناسب باشد ولي ايجاد بادشكن درختي يك رديفه كه به منظور كاهش سطح زمين اشغال شده توسط بادشكن احداث مي‌شود نقش مؤثري در كاهش سرعت باد نداشته باشد 3- در مناطق كشت زود رس كه خاك ارزش بيشتري دارد 4- سطح حفاظتي محدود باشد مانند حفاظت محل نگهداري دتمها و مناطق مشابه يك شبكه بادشكن ساخته شده عرضي كه جهت حفظ محصول گوجه فرنگي در ساحل درياي مديترانه، 65 كيلومتري غرب الجزاير مورد استفاده قرار گرفته است.

براي ساختن يك بادشكن ابتدا يك اسكلت فلزي مي‌سازند سپس به فواصل 3متر به 3 متر زده هايي مثل شكل مثلث مي‌سازند و وسط اينها مستور مي‌كبادشكن هاي درختي معمولاً از يك يا چند رديف درخت يا درختچه تشكيل گرديده‌اند كه معمولاً عمود بر جهت باد اصلي قرار مي‌گيرند. بسياري از كارشناسان حفاظت خاك اعتقاد دارند كه براي كنترل فرسايش بادي در مزارع لازم است علاوه بر ايجاد بادشكن عملياتي نظير كشت نواري، پوشانيدن خاك بوسيله بقاياي گياهي، تناوب زراعي، شخم حداقل و حذف عمل نرم كردن كلوخه‌ها صورت پذيرد. به عنوان مثال در ايالات متحده از سال 1850 تا 1970 بيش از 320 هزار كيلومتر بادشكن زنده احداث شده است.

مهم‌ترين عامل موثر در طراحي بادشكن‌هاي درختي انتخاب گونه‌هاي سازگار و مناسب به طور كلي در انتخاب نوع درخت برا ي بادشكن لازم است به نكات زير توجه شود.

1- براي انتخاب نوع درخت بايد از اطلاعات محلي استفاده نمود.

2- درختان بهتر است از گونه‌ها ي بومي سريع‌الرشد باشد.

3- درختان به خصوص در نواحي خشك داراي سيستم ريشه‌اي عمود مي‌باشند تا ريشه‌ها از آب عمقي استفاده نمايد.

4- بهتر است از درختاني استفاده نمود كه داراي شاخه‌هاي گسترده در تمامي سطح و نيمه تراوا باشد و تا ارتفاع لازم برسند.

5- در انتخاب نوع درخت بايد به فصل وقوع باد غالب توجه نمود بدين معني كه اگر باد غالب در تابستان باشد، ميتوان از درختان برگ ريز استفاده نمود ولي اگرچنانچه باد غالب در مواقعي از سال است كه معمولاً برگ درختان خزان مي‌شوند بهتر است از درختان كه برگ ريزان ندارد استفاده كرد- مقاوم به باد، سرما و گرما باشد از طرف پايين و بي شاخ و برگ نشوند.

 در  طرح بادشكن درختي توجه به نكات زير اهميت دارد:

1- درختان را بهتر است قبلاً در نهالستان پرورش داد.

2- تجديد كشت قسمتهاي خراب شده بايستي به فوريت انجام گيرد.

3- آماده كردن زمين براي استقرار موفقيت آميز بادشكن يعني رشد سريع و گسترش مناسب فرم درخت ضروري است.

4- آبياري درختان به خصوص در مناطق خشك ضروري است.

5- علفهاي هرز گياهان بايد كنترل شود.

6- با آفات درختان مبارزه شود.

7- اطراف بادشكن با سيم خاردار محصور شود تا از چرا و آسيب دامها مصون باشد.

8- ساكنان منطقه را بايد به اهميت موضوع طرح واقف و آنها را معتقد نمود كه حفظ اشجار به صلاح خودشان است.

 نقش بادشكن در كاهش سرعت باد:

1- سرعت باد قبل از برخورد با بادشكن و در فاصله‌اي از آن شروع به كم شدن ميكند و پس از عبور از آن به تدريج افزايش مي‌يابد و در فاصله‌اي از آن به سرعت اوليه خود مي‌رسد. ناهال اظهار مي‌دارد در يك بادشكن درختي با تراكم متوسط وقتي كه باد بطور عمودي به آن برخورد ميكند سرعت باد بين 60 تا 80 درصد در پشت بادشكن و در نزديكي آن و حدود 20 درصد در فاصله 20 برابر ارتفاع بادشكن كاهش يافته و در فاصله 30 تا 40 برابري ارتفاع بادشكن كاهشي وجود ندارد.

 مالچ

كلمه مالچ در انگيسي به معني پوشش است كه از لغت محلي آلماني مولش به معني نرم گرفته شده است. اين لغت سابقا به پوشش خاك به وسيله مواد آلي از قبيل كاه، برگ گياهان و گاهي كودهاي حيواني و مواد مشابه اطلاق ميشد ولي اخيراً به مواد طبيعي يا مصنوعي ديگري نيز كه بتوانند پوشش محاظي به صورت يك لايه مجزا و گسترده روي زمين ايجاد نمود و سطح رويي خاك را از گزند عوامل مختلف باد و باران مصون دارند اطلاق مي‌گردد. مالچ هايي كه در سال‌هاي اخير مورد استفاده قرار مي‌گيرند عبارتند از: محلول كلرور سديم، كربنات سديم يا پتاسيم، فراورده‌هاي سنگين نفتي، كاه، قيرامولسيونه، فيبر، سنگريزه، كاغذ كوراسل (پوليمر آن را با آب مخلوط كرده و به سطح خاك مي‌باشند آب محلول پس از پاشيدن در سطح خاك تبخير شده و يا در عمق خاك نفوذ ميكند و كوراسل ذرات خاك را به هم متصل و به اين صورت يك لايه به هم چسبيده ولي قابل نفوذ ايجاد مي‌نمايد.)

پشم شيشه، لايه‌هاي نازك لاستيك، پلي اتيلن و سلوفان به طور كلي مالچ با ايجاد سايه و يا مانعي در مقابل حركت هوا در سطح زمين قادر به كاهش تبخير آب از خاك شده و در نتيجه سبب حفظ رطوبت خاك و همچنين جلوگيري از تغييرات ناگهاني حرارتي و احتمالاً افزايش حاصلخيزي و محصول دهي خاك مي‌باشد.

 انواع مالچ ها

1- مالچ‌هاي غيرنفتي              2- مالچ‌هاي نفتي

مالچ‌هاي غير نفتي: كليه مواد يا پوشش‌هايي هستند كه به منظور جلوگيري از تخريب آب، رشد علفهاي هرز و به طور كلي جهت افزايش محصول دهي خاك ا زآنها استفاده مي‌شود. از قبيل مالچ‌هاي آلي (مالچهاي كاه، برگهاي گياهان، خاك اره، كودهاي حيواني و مالچ‌هاي مصنوعي مثل پشم شيشه، كاغذ، صفحات فلزي، لايه‌هاي نازك پلاستيك پلي‌اتيلن، سلوفان )

مالچ‌هاي نفتي: منظور از مواد يا فرآورده‌هاي سنگين نفتي حاصل از پالايشگاهها مي‌باشد كه بيشتر به منظور جلوگيري از فرسايش خاك تثبيت شنهاي روان و افزايش كيفيت و كميت محصولات كشاورزي مصرف مي‌شوند. بعد از جنگ جهاني دوم تثبيت خاك و شنهاي روان به وسيله مالچ‌هاي نفتي مورد آزمايش قرار گرفت و مي‌تواند زمينهاي لخت و شنهاي روان را تثبيت نمايد كه اين در سطوح وسيعي در كشورهاي تونس، الجزاير، مراكش، ليبي، استراليا، انگلستان و آلمان اجرا شد.

در ايران نيز از سال 1346 استفاده از مالچ‌هاي نفتي براي تثبيت شنها آغاز شد كه توسط وزارت منابع طبيعي با همكاري قسمت پخش شركت ملي نفت ايران و ساير دواير دولتي به اجرا درآمد به عنوان نمونه مي‌توان به طرح‌هاي تثبيت شن در 400 هكتار از اراضي فتح‌آباد بوئين زهرا، 350 هكتار از ارضي مراد تپه قزوين، 350 هكتار از اراضي حميديه اهواز در حدود 2000 هكتار از اراضي البراويه الباجي خوزستان و انجام آزمايش محدود در گردنه قوچك اشاره نمود.

استفاده از فراورده‌هاي نفتي براي تثبيت شنهاي روان مي‌تواند به دو علت باشد:

 1- اين مواد مي‌تواند ذرات لايه سطحي شن را به طور محكمي به هم چسبانده و يك قشر سخت و مقاوم نسبت به باد به وجود آوردند تا سرعت 110 كيلومتر باد را تحمل مي‌نمايد.

2- استفاده از مالچ‌ نفتي از يك سو از تبخير شديد رطوبت خاك جلوگيري نموده و آن را تا زمان گسترش كامل ريشه‌‌هاي گياهان در خاك ذخيره مي‌نمايد و باعث افزايش حررات خاك از طريق جذب بيشتر انرژي نوراني مي‌شود كه اين امر باعث تسريع جوانه زدن بذرها كاشته شده مي‌شود.

 

انواع مالچ‌هاي نفتي:

1- مالچ‌هاي نفتي تثبيت شن

2- مالچ‌ها نفتي امولسيونه

مالچهاي نفتي داراي ويژگيهاي زير هستند:

 الف: اين مالچ‌ها ارزانتر از مالچ‌هاي نفتي امولسيونه بوده و به وفور در تمام پالايشگاههاي كشور توليد مي‌شود.

ب: اين مالچ‌ها مثل اسفنجي آب و نزولات آسماني را به زمين هدايت ولي از تبخير جلوگيري مي‌كنند.

ج: انواع مختلف تيره و روشن اين مالچ‌ها وجود داشته كه نوع تيره آن درجه حرارت خاك را افزايش داد. و نوع روشن يا منعكس كننده آن حرارت خاك را كاهش مي‌دهد و در نتيجه مي‌توان حرارت متناسب محيط را تأمين نمود.

د: به دليل غلظت زيادي كه دارند از خاصيت چسبندگي خوبي برخوردار بوده و لذا پس از پاشيدن آنها روي تپه‌هاي شني روان يا ريگزارها يك سطح چسبنده يا فيلم نازكي روي خاك بر جاي گذاشته كه اين فيلم باعث متوقف شدن اين تپه‌ها و همچنين نگه داري رطوبت و حتي بذر‌هاي گياهان محلي و بومي منطقه مي‌گردد.

مالچ‌هاي نفتي امولسيونه به منظور افزايش توليدات كشاورزي به كار مي‌روند كه با يك عامل امولسيون كننده ارزان قيمت مانند آب مخلوط و با استفاده از مخلوط كننده‌هاي قوي با دور زياد يا مواد شيميايي مي‌توان قير را به صورت ذرات خيلي كوچك به حالت تعليق در آورد. به منظور حفظ ثبات اين تعليق مواد ممزوج كننده به آن اضافه مي‌كنند مثل صابون اسيدهاي چرب يا صابون رزين مثل صابوني از نمك سديم يا پتاسيم و اسيدهاي چرب.

خواص مالچ‌ها :

1- مالچ‌ها بايد بتواند در روي خاك قشر يكنواخت به هم چسبيده‌اي را به وجود آورد كه مقاوم به باد و باران باشد و خاصيت الاستيسيته (انعطاف پذير بودن) داشته باشد.

2- مالچ‌ بايد دوام بيشتري داشته باشد.

3- نبايد براي افرادي كه سر وكار دارند ضرر داشته باشد.

4- نبايد روي محصول اثر سوء داشته باشد.

5- نبايد مواد غذايي خاك را كاهش دهد.

 دستگاه مالچ‌ پاشي

1- مخزن

2- پمپ

3- دستگاه تنظيم فشار اخلال در فشار خروجي سبب غير يكنواخت پاشيده شدن مالچ‌ها و در نتيجه غيريكنواخت بودن لايه سطحي مي‌شود.

4- پخش‌كننده كه نوك آن چند سانتيمتري بالاتر از سطح خاك قرار مي‌گيرد.5- تانكر آب معمولاً در موقع كشت گياهان لااقل بايد يك مرتبه به آنها آْب داده شود در مواردي كه ميزان بارندگي كمتر از 150 ميليمتر در سال باشد معمولاً ‌بيش از يك بار آب داده مي‌شود.

براي استقرار پوشش نباتي به وسيله مالچ‌ پاشي پس از كشت نهال ها و بذركاري بلافاصله مالچ‌پاشي مي‌كنند و مالچ‌پاشي مي‌كنيد دمالچ‌پاشي بايد زودتر از جوانه زدن بذر ها باشد تا جوانه‌ها نسوزند و سم آنها به گياه نرسد.

               منابع مورد استفاده

1- كتاب جغرافياي عمومي دوره متوسط سال دوم كليه رشته‌ها

۲- جغرافياي مناطق خشك جلد اول و دوم (از دكتر پرويز كردواني)

 ۳- فرسايش بادي و كنترل آن (دكتر حسينعلي رفاهي)

۴- مراتع مسائل و راه حل‌هاي آن در ايران (دكتر پرويز كردواين)

۵- منابع و مسائل آب در ايران جلد اول (دكتر پرويز كردواني)

 


ن : اسماعیل نصرالهی
ت : سه شنبه 1387/11/01
موضوعات
آرشیو مطالب
امكانات جانبي

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید